اسلام ناب و اسلام آمریکایی


اسلام آمریکایی اصطلاحی است که توسط امام خمینی (ره) برای توصیف نوعی اسلام جعلی استفاده می‌شد.[۱] این اصطلاح، بعدها کاربرد گسترده‌تری پیدا کرد و حتی در منازعات سیاسی مورد استفاده قرار گرفت.

پیشینه این واژه سیاسی به دوران اول انقلاب سال ۱۳۵۷، هنگامی که روح‌الله خمینی(ره) در صحبت‌هایش از اسلام[۲] و نظام حاکم بر شیخ‌نشینان عرب در خلیج فارس[۳] و عربستان سعودی با عبارت منادیان «اسلام آمریکایی» اشاره کرد بازمی‌گردد.[۴][۵][۶]

امام خمینی(ره) از این اصطلاح به‌صورت عامی بهره می‌گیرد. وی اسلام آمریکایی را شامل مواردی چون اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی‌شعور حوزه‌های علمی و دانشگاهی، اسلام نکبت و ذلت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه‌ها ذکر می‌کند. وی این اصطلاح را در برابر اسلام ناب محمدی، اسلام پابرهنگان و محرومان قرار می‌دهد.[۷]

اسدالله بیات درک نوشته‌های علی شریعتی را مدیون متمایزسازی «اسلام ناب محمدی» و «اسلام آمریکایی» توسط امام خمینی (ره) دانسته‌است.[۸]

همچنین امروزه اسلام آمریکایی را به چهار شاخهٔ تندروی غرب ستیز، سکولار، راست دینی اسلامی و عرفان‌های دروغین تقسیم می‌کنند.

 مقام معظم رهبری نیز همچون حضرت امام (ره) همواره اسلام ناب را مایه هویت و عزت دانسته و می فرمایند: « امروز دنیای اسلام برای به دست آوردن عزّت و موجودیّت و هویّتِ خود یک راه بیشتر ندارد و آن برگشت به اسلام است؛ البته اسلام واقعی، نه یک اسلام متحجّرِ آمیخته با خرافات که دشمنان اسلام تبلیغ می‏کنند و می‏گویند اسلام این است- این‏طور اسلامی کارآمد نیست - و نه اسلامِ تطبیق داده شده با اصول امریکایی و مورد نظر غربیها که آن هم اسلام نیست؛ هر دوی اینها اسلام امریکایی است، که امام بزرگوار ما تقابل ایجاد کردند و فرمودند: (اسلام امریکایی) و (اسلام ناب محمّدی). اسلام ناب و خالص، اسلامِ توحید و وحدت بین امّت اسلامی، اسلامِ (و لن یجعل اللَّه للکافرین علی المؤمنین سبیلا)، اسلامِ (الاسلام یعلو و لا یعلی علیه)، اسلامی که می‏گوید: (و لو انّ اهل القری امنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء والأرض).» ( 29/2/89)

ایشان سپس در تشریح اجزای خط امام می‌فرمایند: « اولین و اصلی‌ترین مبانی امام و نظرات امام، … اسلام ناب محمدی … یعنی اسلام ظلم‌ستیز، اسلام عدالتخواه، اسلام مجاهد، اسلام طرفدار محرومان، … در مقابل این اسلام، … اسلام آمریکائی [ است]. اسلام آمریکائی یعنی اسلام تشریفاتی، اسلام بی‌تفاوت در مقابل ظلم، در مقابل زیاده‌خواهی، اسلام بی‌تفاوت در مقابل دست‌اندازی به حقوق مظلومان، اسلام کمک به زورگویان، … ، اسلامی که با همه‌ی این‌ها می‌سازد…(14/3/1389)

 ایشان در ديداري، با اشاره به جوهره ‌آموزه حضرت امام(ره) كه در محوريت نظريه جهت دهنده به رفتار جمهوري اسلامي قرار گرفته عنوان كردند :« درس امام زنده است، راه امام زنده است،…. اگر ما بخواهيم اين درس را براي مسلمانان عالم خلاصه كنيم، اين خلاصه عبارت است از بازگشت به اسلام ناب، اسلامي كه مي‌تواند براي مردم و ملت‌ها همه چيز را به ارمغان آورد.» ( 12/3/1378)

حقيقت اين است كه ملت مسلمان ایران و دنياي اسلام هيچ چاره‌اي جز اين ندارند،که برای رهایی از سلطه و پیمودن مسیر پیشرفت و تعالی همان اسلامی را که حضرت امام معرفی کرده و خطي را كه در پيش پاي ملت ايران گذاشت و با قدرت پيمود را بپيمايند. بدین مفهوم که نجات و رهایی جوامع اسلامی و ملل محروم و حتی سعادت کل جامعه بشری به این اسلام و حقیقت ناب بستگی دارد، لذا « حقیقت ناب و اسلام ناب که امام بزرگوار بر روی آن این همه تأکید می‏کردند، برای این است که ما این متاع را - که متاع ذهن مردم و متاع مغزها و متاع دل‌هاست - خالص، بدون غلّ و غش، بدون تقلّب و بدون کم و زیادهایی که دستهای خائن و گنهکار یا غافل و جاهل به‏وجود آورده‏اند، به مخاطبان برسانیم. این بزرگترین امانت الهی است؛ (ان الله یأمرکم ان تأدوا الامانات الی اهلها) . بزرگترین و نفیس‏ترین و مؤثّرترین و گرانبهاترین امانتی که خدای متعال به ما داده است، معارف الهی و حقایق الهی است. اینها را بایستی به صورت ناب و به صورت خالص، هرچه نزدیکتر به واقع به دست بیاوریم و آن را به مخاطب برسانیم.» ( 23/9/77)

  با این توصیف می توان گفت که یکی از مهم‌ترین و درخشان‌ترین نقطه در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری، بازخوانی و بازشناسی اسلام ناب از اسلام آمریکایی است. بازشناسی‌ای که موجب رهایی از تنگناها و ابهامات ناشی از تحجر، التقاط، دگراندیشی و کج فهمی از اسلام است. البته چنین امری از عهده کسی بر می‌آید، که اسلام اصیل را به معنای واقعی کلمه بشناسد و خطراتی را که در کمین چنین اسلامی است گوشزد نموده و راه روشنی را برای مردم ترسیم نماید.

دلایل و چرایی تبیین و تمایز اسلام ناب محمدی(ص) از اسلام آمریکایی

1. انقلاب اسلامی ایران، نه تنها با نام اسلام به پیروزی رسیده است بلکه موتور محرکه و نیروی پیش برندۀ آن نیز اسلام است، لذا در صورت غفلت از تشخیص بین اسلام اصیل و ناب با اسلام غیراصیل و آمریکایی، ضربات جبران‌ناپذیری بر پیکر انقلاب، بلکه بر پیکر اسلام وارد خواهد شد؛ چرا که از لحاظ داخلی، گروهی با ماسک اسلام بر نقاط حساس نظام اسلامی دست می یابند و هوا و هوس‌های خود را به نام دین بر مردم عرضه می‌کنند. از این رو تقسیم اسلام به اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و اسلام آمریکایی، با شاخصه ها و ویژگی های آن، مانع سوء استفاده کسانی می‌شود که گرچه به ظاهر مسلمانند؛ امّا در حقیقت به تعبیر حضرت امام رحمه‌الله :«این‌ها مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول‌الله.»( صحیفه نور، ج 21 : 91 ).

در سطح جهان اسلام نیز تا کنون مدل ها و چهره های گوناگونی از اسلام از جمله اسلام سکولار، اسلام سلفی، اسلام وهابی، اسلام طالبانی و در حال حاضر اسلام تکفیری رخ نمایان کرده‌اند. اینها نه تنها مروج دین مبین اسلام نیستند بلکه بطور خواسته یا ناخواسته، آگاهانه یا ناآگاهانه در راستای مصالح و مطامع نظام سلطه گام برمی‌دارند. این جریانات متظاهر به اسلام در دو طرف افراط و تفریط قرار دارند. گروهی اسلام را یک دین خشن، بدور از عقلانیت، خالی از اخلاق و گروهی دیگر اسلام را تشریفاتی، خنثی و بی خاصیت معرفی می کنند. از این رو، تقسیم اسلام به اسلام ناب که شاخصه های اصلی آن؛ عقلانیت، معنویت و عدالت است با اسلام غیر اصیل می تواند، راهگشای ذهن‌ها و دل‌های پاکی باشد که درصدد دستیابی به حقایق اصیل دین مبین اسلام هستند.

2. همواره در طول تاریخ اسلام، عده ای با ماسک اسلام و ساختن اسلام بدلی با سوار شدن بر موج همان عصر عده‌ای از انسان‌های ساده لوح را به دام خود انداخته و همراه خود نموده‌اند. شاید مهم‌ترین نمونه آن اسلام اموی در مقابل اسلام نبوی باشد. این تقابل را می توان در برخورد حضرت علی علیه‌السلام با معاویه دید.

 مسعودی در مروج الذهب می‌نویسد: «مطرف بن مغیره بن شعبه می‌گوید: شبی پدرم به خانه آمد بسیار گرفته و ناراحت بود و شام نخورد. مدتی بعد پیش او رفتم و علت ناراحتی را پرسیدم. گفت: من از نزد پلیدترین انسان‌ها می‌آیم. گفتم: چه شد؟ گفت: امشب نزد معاویه بودم به او گفتم تو دیگر پیر شدی، پس حق اهل‌بیت از بیت‌المال را به آنها بده. گفت: هرگز چنین کاری نمی‌کنم. سپس از عمر و ابوبکر و عثمان یاد کرد و گفت: هر یک از آنها حکومت یافتند. وقتی مردند اسمشان از میان رفت؛ ولی روزی پنج مرتبه بانگ «اشهد ان محمدا رسول الله» از مأذنه‌ها شنیده می‌شود با این برنامه چه چیزی باقی می‌ماند؟ باید این مراسم، متروک و دفن شود» ( مسعودی، ج3 : 362)

همچنین ویل دورانت در تاریخ تمدن می‌نویسد: «معاویه در کار دنیا ورزیده بود و به دین پایبند نبود و دین را پل کم خرجی می‌دانست که نمی‌باید میان او و تمتع از لذات دنیا حائل شود».( ویل دورانت، 1368: 247) معاویه با داشتن چنین روحیه‌ای، بر مسند حکومت اسلامی تکیه زد و بدعت‌های متعددی را در دین به وجود آورد؛ به گونه‌ای که یعقوبی در تاریخ خویش، حدود هفده مورد از بدعت‌های وی را برمی‌شمارد مانند: گرفتن مال مردم به نام خودش، احداث پادشاهی در اسلام، خود بر صندلی می‌نشست و مردم پایین‌تر از او می‌نشستند و …( یعقوبی: 217-240) البته تمام این‌امور توسط وی، به ‌نام دین انجام می‌شد. و چه زیباست سخن امیرالمؤمنین علیه‌السلام که می‌فرماید: «فان هذا الدین قدکان اسیرا فی ایدی الاشرار یعمل فیه الهوی و تطلب فیه الدنیا» ( نهج البلاغه، نامه 53) یعنی: همانا این دین در دست بدکارانی اسیر گشته بود، که با نام دین به هواپرستی پرداخته و دنیای خود را بدست می‌آوردند. امّا همین شخص، با نام دین به جنگ حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام رفت و در ظاهر نیز حضرت را شکست داد: «با حربه قرآن معاویه، امیرالمؤمنین را شکست داد؛ با حربه قرآن، و الّا چند دقیقه دیگر، چند ساعت دیگر اگر مانده بود، آثاری از بنی امیّه باقی نمی‌ماند، لکن حیله کردند، قرآن آوردند که ما مسلم، شما هم مسلم…»( صحیفه نور، ج 1: 71)

بنابراین تبیین این نظریه و شناساندن و باز خوانی مداوم، اسلام اصیل از اسلام بدلی یکی از مهمترین وظایف اولیای الهی و بزرگان دین است.کسی که در زندگی ائمّه علیهم‏السّلام مطالعه و تفحّص کند، این را به وضوح در می‏یابد که در دوران سلاطین بنی‏امیّه و بنی‏عبّاس، اهل‏بیت علیهم‏السّلام مثل عَلَم‌ها و پرچم‌هایی بودند که راه اسلام ناب و بری از تحریف را به مردم نشان می‏دادند؛ اسلامی که قدرتها نمی‏توانستند به خاطر حفظ حکومت خودشان، یا به خاطر تأمین تعیّش و عیاشّی‌های خودشان، به آن چیزی بیفزایند، یا از آن چیزی کم کنند. این چیزی نیست که فقط شیعه روایت کند؛ در همه تواریخ اسلامی می‏شود از کسانی که به خاطر یک مقتدر و یک حاکم، به جعل حدیث می‏پرداختند و تفسیر آیات کریمه قرآن وضع می‏کردند، نمونه‏هایی پیدا کرد. ائمّه در مقابل این ها می‏ایستادند.( رجوع شود به بیانات مقام معظم رهبری 14/11/76)

 در عصر حاضر نیز جریانات و گروه هایی با هدایت سرویس های اطلاعاتی و امنیتی سیا و موساد، با نام دین و با نام پیامبر اعظم(ص)در کشورهای اسلامی هر روزه سر بر می آورند، و چهره نورانی اسلام را با رفتارهای غیر انسانی و وحشیانه، کدر و مخدوش می کنند و تفکر اسلام هراسی را که سال هاست نظام سلطه تبلیغ و ترویج می کند، را در دنیا و در نزد افکار عمومی نهادینه می کنند . لذا شناساندن اسلام معاویه و یزیدی که امروزه در قالب جدید و چهره آمریکاپسند، عرضه می شود کاری بسیار ضروری و مجاهدانه است. از این‌رو، این عمل را می‌توان، مصداق آیه شریفه «وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسی وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِیاءً وَ ذِکْراً لِلْمُتَّقِینَ»( انبیاء / 48) دانست، یعنی «همانا ما به موسی و برادرش هارون کتاب تورات را عطا کردیم که جداسازنده میان حق و باطل و روشنی بخش دل‌ها و یادآور متقیان است».

کارکردهای اسلام ناب محمدی(ص)

1. اسلام ناب عامل وحدت و بیداری اسلامی و منشأ مردم سالاری دینی: 

 نشر فرهنگ اسلام ناب و تفکّر دینى، ترویج تفکّرى است که به بیدارى دنیاى اسلام انجامید. نام اسلام و حقیقت اسلام، به شکل فردى در سراسر دنیا همواره وجود داشته- البته در بین بعضى غلیظ، در بین بعضى رقیق‏تر- اما نگاه اسلام به دنیا، به ملت و به امّت اسلامى به‏عنوان یک موجود عظیم و داراى استعداد فراوان و قادر به حرکت و بیدار شدن، نگاهى است که در ایران با انقلاب اسلامى ریشه گرفت و ظاهر شد و به همه‏ى دنیا گسترش یافت. نگاه به اسلام از این دید و ترویج این تفکّر در دنیاى اسلام- تفکّرى که حکومتى به وجود آورده است که توانسته آزادى، مردم‏سالارى و حکومتِ متّکى به آراءِ مردم را از درون مفاهیم و تعالیم اسلام بیرون آورد- چیزى است که در هیچ نقطه‏اى از دنیاى اسلام در زمان ما و لااقل قرنهاى پیش از زمان ما سابقه نداشته است. آنچه از حکومت اسلامىِ دوران خلفاى عثمانى و خلفاى قبل از آن- عبّاسى و اموى- در ذهن مردم وجود داشت، مفهوم دیگرى بود که با مفهومى که امروز دنیاى اسلام از حکومت با دید ایران اسلامى درک مى‏کند، به‏کلّى متفاوت است. این فرهنگ دینىِ برخاسته از نظام اسلامى که خود منشإِ نظام اسلامى هم بوده است و حرکت به سمت وحدت اسلامى- یعنى نگاه اسلام به امّت به‏عنوان یک مجموعه‏ى واحد- و همچنین پرهیز از اختلافات قومى و طایفه‏اى در دنیاى اسلام و در جوامع اسلامى، چیزى است که پیام‏آور آن، انقلاب اسلامى بود. 

ما باید به آزادى، مردم‏سالارى و عدالت‏طلبى- که انقلاب اسلامى شعار آن‏ها را داد و اسلام را با این نگاه‌ها و شعارها و نقطه نظرها به دنیا معرفى کرد توجّه داشته باشیم. امروز هم در دنیا و در سطوح مختلف، با همه‏ى مفاهیمى که در مجموعه‏ى تفکّرات نظام اسلامىِ برخاسته از اسلام است، مقابله و مبارزه مى‏شود. با حاکمیت دین، با تکفّل دین نسبت به امور زندگى مردم، با سازگارى مردم‏سالارى با دین، هم در میدان نظر و هم در میدان عمل، مقابله و مبارزه مى‏شود؛ همچنان که با وحدت امّت اسلامى هم به شدّت مبارزه مى‏شود، که این از تجربه‏هاى قدیمى استعمار است. شعار اسلام ناب و اسلامى که نظام اسلامى بر پایه‏ى آن به وجود آمد، این است که مسلمانان با وجود اختلافشان در عقاید و در مبانى مذهبى خود، باید اتّحاد کلمه داشته باشند؛ روى مواردِ اتّفاقى تکیه کنند و از جریحه‏دار کردن احساسات یکدیگر خوددارى نمایند. این فرهنگ دینى با این معنا و با این نگاه که در آن، آزادى و عدالت و مردم‏سالارى و بسط وحدت در دنیاى اسلام و میان امّت اسلامى وجود دارد، یکى از میدان‌هاى مجاهدتی است که باید در آن تلاش کرد.

2. اسلام ناب؛ مبنای حقانیت، معیار درستی تصمیمات و کنش‌ها

در هر نظام سیاسی؛ اصول، قواعد و معیارهایی برای حقانیت اندیشه و تشخیص درستی و نادرستی تصمیمات و اقدامات دولتمردان در عرصه مملکت داری وجود دارد، مبنای حقانیت و نحوه تشخیص صواب و ناصواب از عملکرد مسئولین در جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.

مقام معظم رهبری مبانی این حقانیت را حرکت در مسیر و راه حضرت امام که همان اسلام ناب است می دانند و می فرمایند:« اصول جمهوری اسلامی که همان راه امام و مبانی مسلّم اسلام است، به رغم دشمن، در ایران اسلامی، معتبر و مبنای زندگی سیاسی و اجتماعی ما است و دولت و ملّت ایران، زندگی در سایه‌ی اسلام ناب محمّدی (صلی‌اللَّه‌علیه‌وآله) را که با فداکاری و بذل عزیزترین جانها به دست آمده، در هیچ شرائطی از دست نخواهند داد و اصول امام خمینی (رضوان‌اللَّه‌علیه) و در رأس آن اصل عدم انفکاک دین از سیاست و مقاومت در برابر فشار مادیّگری مدرن برای منزوی کردن اسلام و قرآن، اصول همیشه زنده‌ی جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند.»

 همچنین از دیدگاه ایشان مهمترین معیار سنجش درستی و نادرستی تصمیمات و اقدامات مسئولین در جمهوری اسلامی ایران، اهتمام و کاربست اسلام ناب در امور است،.آنجایی که می فرمایید: « من از همه ارگان‌های جمهوری اسلامی، به خاطر پایبندی‏شان به معیارها و موازین خطّ امام، تشکّر می‏کنم. از قوّه قضائیّه، از قوّه مقنّنه، از مسؤولین و اعضای آنها؛ به خاطر این‏که همه دستگاه‌های کشور، یک معیار اساسی دارند و آن، اسلام ناب است و مجسّم کننده اسلام‏ناب، یعنی امام امّت، رضوان‏اللَّه علیه و خط و راه او. این، چیز با ارزشی است. ملت و دولت، همین‏طور فکر و همین گونه عمل می‏کنند»

3. اسلام ناب؛ عامل هویت اسلامی و عزت ملی

احیای هویت اسلامی و عزت ملی، یکی دیگر از محورهای اندیشه سیاسی و مبارزاتی حضرت امام خمینی است. امام (ره) که مروج اسلام ناب محمدی است، احیای هویت ملی - اسلامی را رمز استقلال و قدرت کشور و مانعی در راه گسترش سلطه قدرت های جهانی دانسته و همواره تأکید می کردند که: «. فرزندان عزیز جهادی ام! به تنها چیزی که باید فکر کنید به استواری پایه های اسلام ناب محمدی - صلی الله علیه و آله و سلم - است. اسلامی که غرب و در رأس آن آمریکای جهانخوار و شرق در رأس آن شوروی جنایتکار را به خاک مذلت خواهد نشاند. اسلامی که پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومین و فقرای جهانند و دشمنان آن ملحدان و کافران و سرمایه داران و پول پرستانند..» ( صحیفه نور، ج 21: 59) .

مقام معظم رهبری نیز همچون حضرت امام (ره) همواره اسلام ناب را مایه هویت و عزت دانسته و می فرمایند: « امروز دنیای اسلام برای به دست آوردن عزّت و موجودیّت و هویّتِ خود یک راه بیشتر ندارد و آن برگشت به اسلام است؛ البته اسلام واقعی، نه یک اسلام متحجّرِ آمیخته با خرافات که دشمنان اسلام تبلیغ می‏کنند و می‏گویند اسلام این است- این‏طور اسلامی کارآمد نیست - و نه اسلامِ تطبیق داده شده با اصول امریکایی و مورد نظر غربیها که آن هم اسلام نیست؛ هر دوی اینها اسلام امریکایی است، که امام بزرگوار ما تقابل ایجاد کردند و فرمودند: (اسلام امریکایی) و (اسلام ناب محمّدی). اسلام ناب و خالص، اسلامِ توحید و وحدت بین امّت اسلامی، اسلامِ (و لن یجعل اللَّه للکافرین علی المؤمنین سبیلا)، اسلامِ (الاسلام یعلو و لا یعلی علیه)، اسلامی که می‏گوید: (و لو انّ اهل القری امنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء والأرض).» ( 29/2/89)

« هم جوانان این ملت، هم مسؤولان این کشور، هم قشرهای مختلف و همه کسانی که ایران را سربلند می‏خواهند، می‏دانند که تا وقتی پرچم اسلام بر این کشور گسترده است و پرتو اسلام ناب محمّدی از این کشور به سرتاسر دنیای اسلام می‏تابد، این کشور عزیز است؛ این کشور در میان ملتها سربلند است و این کشور - هم از لحاظ مادّی، هم از لحاظ معنوی، هم از جهات علمی و فرهنگی و هم از همه جهاتی که برای یک ملت دارای اهمیت است - آینده‏دار است. این ملت با این خصوصیات، از اسلام و از قرآن و از ارزشهایی که قرآن آنها را در مقابل ارزشهای طاغوتی مطرح کرده است، دست برنخواهد داشت و به وسیله اسلام خواهد توانست ملتهای دیگر را هم به فضل پروردگار نجات دهد. این، وضع ملت ایران است که دشمن یا عمداً و یا از روی غلط و اشتباه، آن را بد می‏فهمد، بد تفسیر می‏کند و بد تبلیغ می‏نماید.» ( 24/7/76)

4. اسلام ناب؛ عامل بصیرت و دشمن شناسی

تاریخ معاصر ایران، به ویژه در حوزه روابط خارجی تداعی‌کنندۀ بی اعتمادی و مخدوش شدن « عزت و غرور ملی» ما ایرانیان است. از این رو، مقام معظم رهبری همچون حضرت امام دشمن شناسی را از ویژگی های و مزیت های دولتمردان و ملت ایران می داند و آن را از نشانه های هوشیاری یک ملت دانسته آن که نیازمند بینش و بصیرت است. مقام معظم رهبری در این مورد تاکید دارند: « من چند مشخّصه‌ی مهم را از مجموعه‌ای که ما آن را راه امام و خطّ امام به حساب می‌آوریم، عرض می‌کنم… یک عنصر دیگر، دشمن‌شناسی و فریب نخوردن از دشمن است.» ( 14/3/1378)

ویژگی ها و مشخصه های اسلام ناب از دیدگاه مقام معظم رهبری

1. ظلم ستیزی و دفاع از مظلوم:

مسأله ظلم ستيزي و دفاع از مظلومان عالم همواره از اصول متقن اسلام ناب محمدی است . اين موضوع گرچه در وهله اول متوجه ملتهاي مسلمان مورد ستم است ولي تنها به آن منحصر‌نيست و در اسلام ناب، بعدي اخلاقي و تكليفي ديني را براي مسلمانان در بر مي‌گيرد كه مطابق آن وظيفه دارند، درهر جايي يار مظلومان و دشمن ستمكاران باشند اين اصل نيز بارها مورد تأكيد مقام معظم رهبري بوده است. ايشان در سخنان مهم در جمع مسؤولان وزارت‌خارجه به تاريخ 1/5/69 با اشاره به اصول سياست خارجي ايران فرمودند:‌ «چهره جمهوري اسلامي نسبت به دشمنان خدا و متعرضان به حريم ملتها و شرف انسانيت و استقلال ملتها چهره معترض و عدم تسليم است. بي اعتماد و مخالف بوده‌ايم و هستيم و خواهيم بود». اين سخنان كه اشاره به اصل ظلم ستيزي دارد، داراي بعد عملي نيز در سياست خارجي ما بوده است. حمايتهاي جمهوري اسلامي در اوايل دهه 90 ازمردم بوسني‌‌و‌ هرزگوين افغانستان، و‌بعدها از مردم چچن و عراق، مويد اين قضيه است ولي در مهم‌ترين بعد، تجلي اين امر در حيطه دفاع از دو ملت مسلمان لبنان و‌فلسطين در مقابل رژیم صهیونیستی بروز يافته است. مطابق با اسلام ناب، مبارزه جمهوري اسلامي در راه احقاق حقوق ملت فلسطين( و‌نيز لبنان) علاوه بر بعد اسلامي، داراي بعدي انساني نيز هست و اشاره به اصل ظلم ستيزي در اصول انقلاب دارد.

از این روست که امروز « … شما به هر کشوری از کشورهای اسلامی بروید، می‏بینید اسلامِ زنده، در نظر نخبگان، جوانان، دانشگاهیان، دانشمندان، علما و آزادگانِ آن‏جا، اسلامی است که بتواند ملت خود را در مقابل زورگویان و قلدران و قدرت‏طلبان و متجاوزان عالَم حفظ و حمایت کند و به آن مصونیّت ببخشد و اجازه دخالت و تسلّط و سیطره دشمن را بر مردم ندهد. آنها این اسلام را می‏خواهند و اسلام ناب محمّدی یعنی همین.» ( 14/3/82)

امروز ملت ایران بر اساس آموزه های اسلام ناب، همچنان‌ مدافع‌ ملتهای‌ مظلوم‌ است و خواهد بود. و همواره‌ در کنار ملت‌ مسلمان‌ و مبارز و رشید فلسطین‌، لبنان و… بر ضد ظالمان خواهد بود.

 2. مقابله با نظام مستکبر آمریکا

از دیدگاه مقام معظم رهبری، روح اسلام ناب، استکبارستیزی و «واژگون كردن تخت استكبار» است و تا انقلاب باقي است «چنين چيزي هم هست». چون، ذات استكبار، دشمني با عبوديت انسان نسبت به خداوند است. و روح اسلام ناب و انقلاب اسلامي، باز گرداندن انسان به مسير عبوديت خدا است. از اين رو مجادله اسلام ناب و انقلاب اسلامي، با نظام استكبار جهاني قطعي و دائمي است. نظام سلطه‌، گرچه يك زنجيره است، اما نمود و مصداق امروزین، آن دولت آمريكاست. كه نمود يك دولت استكباري است كه به خود اجازه مي‌دهد انواع تعرضات به حقوق ملتها و … را انجام دهد. از این رو، « جمهوری اسلامی، رابطه با رژیم امریکا را که رمز و نشانه‌ی قلدری و سلطه‌ی ناحق و مظهر ستم به ملتهای ضعیف عالم است، مردود می‌داند و تا وقتی آن رژیم، مستکبرانه به ملتها ظلم می‌کند، در دولتها و کشورها دخالت می‌کند، از رژیمهای نامشروعی چون رژیم منفور صهیونیستی حمایت می‌کند، با نهضتهای آزادیخواهانه و بیداری ملتها ستیزه می‌کند و بخصوص با ملت مسلمان پیشگام ایران و ملتهای به پا خاسته‌ی مسلمان دشمنی می‌ورزد، هرگز با آن رژیم رابطه برقرار نخواهد کرد.» ( بیانات مقام معظم رهبری، 13/3/1370)، معظم له در پیامشان به حجاج بیت الله الحرام می فرمایند: « ملتها و دولتها در قبال روحیه‌ی گرایش به اسلام ناب محمّدی (صلّی‌اللَّه‌ علیه و آله) - اسلامی که سرلوحه‌اش، قطع نفوذ شیطان بزرگ و بقیه‌ی شیاطین از زندگی ملتهاست - به یک اندازه مسؤولند. دولتهای اسلامی اگر به کشور و ملت خود علاقه‌مندند، باید بدانند این آن چیزی است که زندگی و شرف و استقلال ملتها و کشورها و قدرت دولتها را تأمین می‌کند.» ( 26/3/1370 )

از دیدگاه مقام معظم رهبری در عصر حاضر، تنها سنگری که می توان به آن اتکا و در مقابل نظام سلطه و شیطنت آن ایستادگی کرد، اسلام ناب محمدی است است. « نسل جوان در کشورهای مختلفِ فقیر و وابسته و در خدمت استکبار غربی، مطمئناً مثل گذشته جوش و خروش خواهند داشت؛ … اما سنگری هم ندارند و وسیله‌یی که پشت سر آن قرار بگیرند و آن را برای اطفای غیظ خود در مقابل مستکبران و ظالمان به کار ببرند، در اختیارشان نیست. یک وسیله باقی است، و آن اسلام است؛ آن هم اسلام با تفسیر درست و انقلابی و به تعبیر امام بزرگوارمان، اسلام ناب محمّدی (صلّی‌اللَّه‌ علیه ‌و آله). این اسلام است که امروز در مقابل این همه قدرت‌نمایی در دنیا حضور دارد و از آن می‌ترسند؛ این اسلام است که هنوز ملتها را به خود جذب می‌کند؛ … این تنها سنگری است که در مقابل استکبار و در مقابل شیطان و شیطنت با این عظمت، باقی است. نتیجه این است که امروز دشمنیها با اسلام و با نظامی که این حقیقت و این مکتب را ترویج می‌کند و پرچم آن را به دست گرفته، بیش از پیش است. » ( 25/6/70). از سوي ديگر مسأله مبارزه با رژيم صهيونيستي نيز از همین منظر قابل طرح مي‌باشد. چرا که. در كلام مقام معظم رهبري، رژيم صهيونيستي و استقرار آن در دل جوامع اسلامي، نمود توطئه‌اي است از سوي نظام استكباري جهت خوار و خفيف كردن مسلمين و تضييع حقوق يك ملت و از اين رو مبارزه با اين رژیم از چند جهت در ذيل اصول متقن اسلام ناب محمدی در كلام رهبري قرار مي‌گيرد. « سیاست خاورمیانه‏ای آمریکا مبتنی بود بر تقویت رژیم صهیونیستی، و یکی از بزرگترین اقدامها و تصمیماتشان این بود که در داخل لبنان - که همسایه‏ی مشرف بر سرزمین فلسطینِ غصب شده است - آن نیروی محرکه و مؤمن و اثرگذار و نافذ، یعنی حزب‏اللَّه و نیروی مقاومت را از بین ببرند.»

3. عکس العمل مواجهه جویانه دشمنان با اسلام ناب

از آنجایی که اسلام ناب همواره با مطامع و اهداف ظالمان، سلطه گران و مستکبران مقابله می کند، صد البته نظام استکباری و شبکۀ رسانه ای و تبلیغاتی وابسته و سازمان یافته آن، راضی به توفیق چنین اسلامی نیستند، لذا همت گماشته‌اند که امید و خوش‌بینی مسلمانان به پا خاسته را مبدل به نومیدی و بدبینی کنند، و برای این مقصود، هیچ‌چیز بهتر و مؤثرتر از آن نیست که انقلاب اسلامیِ پیشاهنگ و بن‌بست‌شکن ملت ایران را ناکام و ناتوان جلوه دهند و چنین قلمداد کنند که ایران اسلامی در مواجهه با مشکلات، مجبور شده است از راه اسلام ناب محمّدی (صلّی‌اللَّه ‌علیه ‌و اله ‌و سلّم) و خط روشن امام خمینی(قدّس‌سرّه) روی بگرداند.

در همین راستا، مقام معظم رهبری در تذکر مشفقانه ای به فرماندهان و مسئولین سپاه می فرماید: « … تا حرکت در خط اسلام ناب محمّدی (صلّی‌اللَّه علیه‌ و آله) هست، دشمن کمین‌گرفته و دست‌کین‌گشاده نیز هست، و توطئه و خیانت و مفسده‌انگیزی نسبت به نظام مقدس اسلامی نیز هست.» ( 25/6/70)

در واقع نقطه بسیار حسّاس و اولویت اول برای امریکا و بطور کلی نظام سلطه، مبارزه با اسلام ناب و نهضت اسلامی و بیداری اسلامی منبعث از اسلام ناب است که امروز در همه دنیای اسلام، مظاهر آن به نحوی از انحاء مشاهده می‏شود؛ به طوری که آنها را به ‏شدّت نگران کرده است. از آنجایی که می دانند؛ کوره اصلی این حرکت و کانون اصلی این غوغای انسانی و الهی جمهوری اسلامی است، با تمرکز بر روی ایران اسلامی، می‏خواهند نظام و دولت جمهوری اسلامی و کشور اسلامی و ملت مسلمان ما را دچار فلج و اختلال کنند.( رجوع به بیانات 23/9/77)

معظم له شهادت بزرگانی چون حضرت آیت الله مطهری را نیز بخاطر ترویج و دفاع از اسلام ناب در مقابل اسلام‌های بدلی که مورد حمایت شرق و غرب است می داند، و می فرماید: « نکته‌ی دیگر این‌که همان مبارزه موجب شد که مطهّری به شرف شهادت نائل شود؛ یعنی آن دشمنی که مطهّری را بر زمین انداخت و خون او را جاری کرد، دشمنی بود که از ارشادها و آگاهی‌هایی که او به مردم می‌داد، صدمه می‌دید. چون شهید مطهّری در مقابل التقاط ایستاد، در مقابل نفاق ایستاد، در مقابل تهاجم فرهنگ غرب و شرق ایستاد و اسلام ناب و اسلام فقاهتی را ترویج کرد، لذا کسانی‌که با این چیزها مخالف بودند، او را بر زمین انداختند. اگر دستشان می‌رسید، هر کسی را هم که شبیه مطهّری و کوچکتر از مطهّری و در راه مطهّری بود، بر زمین می‌انداختند؛ اما خدای متعال به آنها این فرصت را نداد و ان‌شاءاللَّه، هرگز هم نخواهد داد.»( 15/2/72)

در واقع وجهه دیگر این سخن این است که مستکبران با اسلام متحجر، تشریفاتی، التقاطی، خنثی و اسلام تکفیری نه تنها کاری ندارند بلکه مشوق و مروج آن نیز هستند.

در هر صورت، حرکت عظیم مردم ایران با رهبری حضرت امام خمینی (ره) حقیقت درخشانی را نمایان کرد و خیمه عظیمی را برای همه مظلومان و محرومان جهان بوجود آورد،. ستون این خیمه عظیم، نیز ایمان است؛ ایمان به آن حقیقت درخشنده‏ای که چنین معجزه‏ای را می‏کند. ایمان به اسلام انقلابی و اسلام ناب محمّدی. دشمن هم این را فهمید، و از روز اوّل، هم تلاش کرد، بلکه بتواند این ایمان را متزلزل کند.

یک دهه بیش از ربع قرن(همپای انقلاب اسلامی ایران) است که دشمن از راه‌های مختلف، دائم برای ضعیف کردن ایمان مردم، ایمان به اسلام ناب محمدی وارد می‏شود. اما به وسیله مردم انقلابی ایران، تودهنی می‏خورد، ولی باز از راه دیگر وارد می شود. شاید یکی از رایج ترین راه‌ها، مدل ارائه الگوهای گوناگون غیراصیل و بدلی از اسلام است که یکی از نمونه های امروزین آن در منطقه غرب آسیا، گروهک تروریستی - تکفیری داعش است. البته ملت هوشمند و شجاع ایران، از لحظه‌ی اوجگیری نهضت عظیم خود، همواره با همه‌ی وجود، از اسلام ناب محمّدی (صلّی‌اللَّه‌ علیه واله‌ و سلّم) دفاع کرده و هوشیارانه با ترفندها و توطئه‌هایی که از سوی سردمداران استکبار و متولیان اسلام امریکایی هدایت می‌شده، مبارزه کرده و خواهد کرد.

شناخت و معرفی برخی از وجوه گوناگون اسلام آمریکایی

1. اسلام وحدت شکنان و خشونت طلبان

امروز از جمله‌ی موضوعات مهم و دارای اولویّت، مسئله‌ی اتّحاد مسلمانان و گشودن گره‌های فاصله‌افکن میان بخشهای امّت اسلامی است. اسلام، مظهر وحدت و یکپارچگی و کانون برادری و همیاری در میان مسلمانان است. امروز که توطئه دشمن از هر سو سر برمی آورد، در حالی که باید همگان درس تمرکز بر مشترکات و رفع اختلافات را فرا بگیرند. دستهای پلید تفرقه‌افکنی برای تأمین مقاصد شوم از آستین تکفیریان بیرون آمده است. امروز که به برکت بیداری اسلامی، ملّتهای مسلمان دشمنیِ جبهه‌ی استکبار و صهیونیسم را بدرستی شناخته و در برابر آن موضع گرفته‌اند، سیاست تفرقه‌افکنی میان مسلمانان شدّت بیشتری یافته است. دشمن مکّار بر آن است که با افروختن آتش جنگهای خانگی میان مسلمانان، انگیزه‌های مقاومت و مجاهدت را در آنان به انحراف کشانده، رژیم صهیونیستی و کارگزاران استکبار را که دشمنان حقیقی‌اند، در حاشیه‌ی امن قرار دهد. راه‌اندازی گروه‌های تروریستی تکفیری و امثال آن در کشورهای منطقه‌ ناشی از این سیاستِ غدّارانه است.

از آنجا که این افراد خود هیچ هنری ندارند و تحمل رشد و پیشرفت دیگران را نیز نمی‌توانند داشته باشند، بهترین کار را در این یافتند که دیگران را مرتد و کافر بدانند. به تعبیر مرحوم شهید مطهری رحمه‌الله :«همیشه بی‌سوادها و نادان‌ها و جاهل‌ها، وقتی که در مقابل دانشمندها، با قدرت‌ها و با هنرها قرار می‌گیرند و می‌بینند جامعه، برای این‌ها احترام قائل است، نمی‌دانند چه بکنند، ابزار دیگری ندارند. اگر بگویند بی‌سواد است آثار علمی‌اش را می‌بینند؛ اگر بگویند بی‌هنر است هنرش را دارند می‌بینند؛ اگر بگویند بی‌عقل است عقلش را دارند می‌بینند. چه بگویند؟ آخرش می‌گویند این دین ندارد و این کافر است.»

مقام معظم رهبری در این رابطه می فرمایند:«کسانی که مجریان احکام سیاسی و فرهنگی اسلام را با انواع تهمت‌ها آزردند، آیا جز خدمت به دشمن، نام دیگری بر آن می‌توان نهاد. کسانی که در عراق این جنایتها را می‏کنند؛ کسانی که در دنیای اسلام، به نام اسلام علیه مسلمانها فعالیت می‏کنند؛ کسانی که مهمترین وظیفه‏ی خود را ایجاد اختلاف بین مسلمانها - تحت عنوان شیعه و سنی، تحت عنوان قوم‏گرایی - قرار می‏دهند؛ اینها نمی‏توانند به‏هیچ‏وجه نمایشگر و نماد بیداری اسلامی باشند؛ این را خود مستکبران هم می‏دانند. همان کسانی که سعی می‏کنند اسلام را در چهره‏ی گروههای متحجر و دهشت‏افکن به دنیای غرب معرفی کنند، می‏دانند که واقعیت غیر از این است. اسلامی که امروز بیداریِ آن را دنیای اسلام دارد احساس می‏کند، اسلام فکر و اندیشه و تعمق و حرف نو است؛ اسلامِ ارائه‏ی راه‏حلهای زندگی برای گشودن گرههای زندگی بشریت است؛ نه اسلام متحجر، نه اسلام چشم‏بسته و نه اسلام دور از هرگونه آزاد فکری؛ این را مستکبران می‏فهمند. امروز شعار جمهوری اسلامی، آزادفکری است؛ توسعه‏ی علم و معرفت است؛ توجه به حقوق انسانها و اختیارات انسانهاست؛ مهربانی و مهرورزی میان افراد انسان است؛ اینها شعار و پیام اسلام است؛ دنیا دنبال اینهاست.»

مقام معظم رهبری در پیام شان به حجاج بیت الله الحرام در سال جاری یکی از فرازهای اصلی سخنان خویش را به این توطئه عظیم که در عراق، سوریه و دیگر مناطق جهان اسلام در حال وقوع است، اختصاص داده و دیگر بار به تفاوت اصلی بین اسلام ناب و اسلام آمریکایی پرداختند، و فرمودند: « سوّمین موضوع مهم و دارای اولویّت، نگاه هوشمندانه‌ای است که فعّالان دلسوز جهان اسلام باید به تفاوتِ میان اسلام ناب محمّدی و اسلام آمریکایی داشته باشند و از خلط و اشتباه میان این دو، خود و دیگران را برحذر بدارند. نخستین بار امام راحل بزرگ ما به تمایز این دو مقوله همّت گماشته و آن را وارد قاموس سیاسی دنیای اسلام کرد. اسلامِ ناب، اسلامِ صفا و معنویّت، اسلامِ پرهیزکاری و مردم‌سالاری، اسلامِ «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار رُحَماءُ بَینَهُم» (فتح/ 29) است. اسلامِ آمریکایی، پوشاندن لباس اسلام بر نوکری اجانب و دشمنی با امّت اسلامی است. اسلامی که آتش تفرقه میان مسلمین را دامن بزند، به جای اعتماد به وعده‌ی الهی، به دشمنان خدا اعتماد کند، به جای مبارزه با صهیونیسم و استکبار با برادر مسلمان بجنگد، با آمریکای مستکبر علیه ملّت خود یا ملّت‌های دیگر متّحد شود، اسلام نیست؛ نفاق خطرناک و مهلکی است که هر مسلمان صادقی باید با آن‌ مبارزه‌کند. نگاه همراه با بصیرت و ژرف‌اندیشی، این حقایق و مسائل مهم را در واقعیتِ جهان اسلام برای هر جوینده‌ی حقّی روشن می‌سازد و وظیفه و تکلیفِ روز را بی‌هیچ ابهامی معیّن می‌کند. حج و مناسک و شعائر آن فرصتِ مغتنمی برای کسب این بصیرت است، و امید آن‌که شما سعادتمندان حج‌گزار از این موهبت الهی به طور کامل بهره‌مند گردید.

2. اسلام تشریفاتی، اسلام راحت‌طلبان و بی دردها

راحت‌طلبی اولین مظهر حبّ الدنیا است. همان چیزی که راس کل خطاها و گناهان است. از دیدگاه اسلام؛ زندگی یعنی مدیریت رنج ها، مشکلات و چالش ها است. یعنی. مدیریت عاقلانۀ مشکلات و رنج ها، نه فرار ابلهانه و احمقانه از مشکلات . هر ملتى و كشورى در طول حیات خويش، دورانها و حوادثى را از سر مى گذراند كه تأثير آن در سرنوشت تاريخى او، بسى تعيين كننده و ماندگار است و مى تواند او را به نيكبختى و عزت و اقتدار، يا سيه روزى و ذلت و حقارت بكشاند. اگر ملتى در تند باد چنين حوادثى قرار مى گيرد از خود اراده، هوشمندى، ايمان و استقامت نشان دهد، و در صدد تدبیر عاقلانه آن برآید، قله هاى شرف و بهروزى را فتح مى كند و قدم در جاده ى پيشرفت و تعالى مى گذارد و با هر گردنه ى دشوار و سنگلاخى مواجه شود از آن عبور مى كند و خود را به هدف مى رساند. ولى اگر ضعف و تن پرورى، بى‌ارادگى، دنیاطلبی و دل سپردن به لذت و راحت طلبی گريبانگير او شود آينده ى خود را تباه مى كند و دستخوش ذلت و اسارت و وابستگى مى شود، و همه‌ى سختي‌ها و گرفتاري‌هاى ملل عالم كه ناشى از وابستگى و اسارت است پى در پى و به تدريج بر او مى تند و او را دچار بدبختى دنيا و آخرت مى كند.

طرفداران اسلام راحت‌طلبی سعی‌شان در این است که راحت‌طلبی را با دینداری، یک جا جمع نمایند و پر واضح است آنچه که معارض با راحت‌طلبی و منفعت شخصی آنها باشد را، نخواهند پذیرفت و برای حفظ رفاه خویش از ریسک پذیری پرهیز کرده و از اقدامات مجاهدانه در راه خدا دوری می کنند. در صدر اسلام کسانی بودند که هرگاه خطری احساس می‌کردند خود را در خانه‌ها محبوس می‌کردند و به بهانه حفاظت از خانه و فرزندان، از رفتن به جنگ سرباز می‌زدند و هرگاه بحث غنائم پیش می‌آمد، دندان تیز کرده و خواهان سهم خویش از غنائم بودند و در صورتی که پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به آنها چیزی نمی‌داد، نسبت حسادت به آن حضرت می‌دادند. هنگامی که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از حدیبیه به سوی مدینه می‌رفت، عده‌ای از اعراب از رفتن و همراهی با آن حضرت سرباز زدند. خداوند به آن حضرت فرمود: اینان پیش تو آمده و بهانه تراشی خواهند کرد. و وقتی آن حضرت به همراه مؤمنینی که همراه ایشان بودند برگشتند، به حضور حضرت شتافته و علت همراه نشدن خود را محافظت از اموال و اولاد و خانه عنوان کردند. آنگاه خداوند می‌فرماید: اینان دروغ می‌گویند، واقعیت آن است که آنها فکر نمی‌کردند پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به همراه مؤمنین برگردند، به همین دلیل از ترس کشته شدن نیامدند. جالب آن که، همین افراد که از رفتن به جنگ سرباز زدند، هنگامی که بحث غنائم پیش آمد، خواهان غنیمت شدند. ( رجوع به سوره فتح/ آیات 15-11) و وقتی به آنها گفته شود: کسی که تخلف کرده بهره‌ای از آن نمی‌برد گفتند شما به ما حسادت می‌کنید. و خداوند این عده را متصف به جهالت می کند، و می فرماید: « بَلْ کانُوا لا یَفْقَهُونَ إِلاّ قَلِیلاً» یعنی:. بلکه آنها جز عده قلیلی که جاهل و نادانند ( فتح/ 15) . پس از دیدگاه قرآنی راحت‌طلبان، تنها زمانی که بحث منفعت پیش آید به سراغ دین و مؤمنین می‌روند… در حالیکه طرفدار اسلام ناب مجدانه در راه اسلام مجاهدت نموده برای بر قراری حق و به جهت کمک به محرومین انفاق می‌کند. ( رجوع به بقره/ 177)

مقام معظم رهبری با افشاگری ، چهره کسانی که منافع حیوانی خود را بر هر چیز ترجیح و دین را وسیله ای برای زراندوزی و قدرت طلبی خود قرار می دهند می فرماید: « « اسلام امریکایی، اسلام انسانهای بی‌درد و بی‌سوزی است که جز به خود و به رفاه حیوانی خود نمی‌اندیشند؛ خدا و دین را همچون سرمایه‌ی تجار، وسیله‌یی برای زراندوزی یا قدرت‌طلبی می‌دانند و همه‌ی آیات و روایاتی را که برخلاف میل و منفعتشان باشد، بی‌محابا به زاویه‌ی فراموشی می‌افکنند و یا وقیحانه تأویل می‌کنند. اسلام امریکایی، اسلام سلاطین و رؤسایی است که منافع ملتهای محروم و مظلوم خود را در آستانه‌ی آلهه‌ی امریکایی و اروپایی قربان می‌کنند و در مقابل، به حمایت آنان برای ادامه‌ی حکومت و قدرت ننگین خود چشم می‌دوزند؛ اسلام سرمایه‌دارانی است که برای تأمین سود خود، پا بر همه‌ی فضیلتها و ارزشها می‌کوبند. آری، این اسلام امریکایی است که مردم را به دوری از سیاست و فهم و بحث و عمل سیاسی می‌خواند» ( 14/4/1368)

مقام معظم رهبری، با اشاره به اینکه در اندیشه امام، اسلام امریکایی مقابل اسلام ناب محمدی قرار دارد افزودند: اسلام آمریکایی همان اسلام تشریفاتی، اسلام بی‌تفاوتی در برابر “ظلم و زیاده خواهی” و اسلام همراهی و کمک به زورگویان است.ایشان با تأکید بر اینکه امام خمینی(ره) تحقق اسلام ناب را فقط در پرتو حاکمیت اسلام امکان‌پذیر می‌دانستند، خاطر نشان کردند: امام بزرگوار(ره)، جمهوری اسلامی را مظهر و زمینه ساز حاکمیت اسلام می دانستند و به همین علت حفظ نظام اسلامی را واجب ترین واجبات اعلام کرده اند .رهبر انقلاب اسلامی، هدف اصلی امام را تحقق اسلام ناب دانستند و تأکید کردند: امام(ره) براساس این هدف، تا آخرین لحظه و با قدرت تمام پای حفظ جمهوری اسلامی ایستادند و یک مدل نو از نظام سیاسی را که متکی بر رأی مردم و شریعت اسلامی بود، به دنیا عرضه کردند. ( ۱۳۸۹/۰۳/۱۴)

3. اسلام مقدس مآب‌ها و متحجرها

از آنجا که این گروه به ظواهر اسلام اهمیت زیادی می‌دهند، شناخت آنها از مسلمانان واقعی، کاری بس دشوار است و به همان اندازه خطرناک نیز هستند، چرا که آنها در عمق جامعه اسلامی نفوذ کرده‌اند و جدا ساختن آنها از مسلمانان واقعی نیاز به درایت و تیزهوشی و یا به عبارت درست‌تر نیاز به موهبت الهی دارد. خطر این گروه که حضرت محمد رسول خدا (ص) در زمان حیات خود هشدار داده بود، در زمان حکومت حضرت علی(ع) در جنگ نهروان که بزرگترین رویارویی اسلام حقیقی و اصیل با مقدس مآب‌ها بود ،مشخص شدند. هر چند جنگ نهروان به معنای پایان کار این گروه شوم نبود و وقتی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام ـ بعد از جنگ نهروان ـ سؤال می‌شود، یا امیرالمؤمنین! آیا این قوم از بین رفتند؟ فرمود: « نه، سوگند بخدا آنها نطفه‌های در پشت پدران و رحم مادران وجود خواهند داشت هرگاه که شاخی از آنان سر برآورد قطع می‌گردد، تا این که آخرینشان به راهزنی و دزدی تن در می‌دهند.

مقدس مآبان قرن‌ها بعد، در چهره‌های متفاوت اما با همان انگیزه و روش، به وجود آمدند تا تیشه بر ریشه اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بزنند؛ اما فریاد امام امت رحمه‌الله و هشدار آن بزرگوار که همانند اجداد طاهرینش، هشداری از سر دلسوزی و احساس خطر بود، خطری که نه تنها در کمین انقلاب اسلامی، که در کمین اسلام ناب محمدی نشسته بود را از سر آن دور ساخت. « امروز عده ای با ژست تقدس مابی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می زنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه های علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظه ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند، اینها مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول الله. آیا در مقابل این افعی ها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟»

امروز که این پرچم در دست خلف صالح او مقام معظم رهبری قرار دارد، با هوشیاری و تیزبینی با توجه به شرائط، خطر این گونه گروه ها و افراد را به موقع متذکر می شوند، تا امت در دام آن ها قرار نگیرند: « امروز روحانیت و اسلام، راه و جایگاه خود را کاملاً پیدا کرده‌اند؛ اما این طور هم نیست که افکار انحرافی، بکلی از بین رفته و ریشه‌کن شده باشد. کسانی که هنوز نتوانسته‌اند جلوه‌ی انقلابی اسلام را درک کنند، باز هم در حوزه‌ها و در کسوت روحانیت هستند. هنوز کسانی که به جای کینه‌ی امریکا و دشمنان، قلب‌های آنها جایگاه کینه‌ی مجاهدان فی‌سبیل‌اللَّه و جوانان مؤمن و پرچمداران حقیقت است، در حوزه‌ها و بیرون از حوزه‌ها نیز پیدا می‌شوند. همان متحجّرانی که امام مکرر اشاره کردند،- یعنی دوستداران و شیفتگان اسلام امریکایی؛ اسلامی که روحانیت و دین و معنویت را از مسیر خود و از مردم و خدا دور می‌کند و مایه‌ی شادی و آسایش دل دشمنان خدا می‌شود- هنوز هستند.»(2/12/68).

 با دقت در بیانات حضرت امام رحمه‌الله و مقام معظم رهبری این حقیقت تلخ آشکار می‌گردد، که ضربه‌های جبران ناپذیری، توسط این افراد بر پیکر اسلام وارد شده است و این ضربات همچنان ادامه دارد؛ به همین دلیل، باید نخبگان و روحانیت متعهد و مسلمانان طرفدار اسلام ناب، با تمام وجود هوشیار بوده و ذره‌ای از آنان غافل نشوند و مبارزه با آنها را جدی بگیرند.
منابع
↑ Parliamentary politics in revolutionary Iran: the institutionalization of factional politics. Bahman Baktiari.

انتشارات دانشگاه فلوریدا. ۱۹۹۶. شابک ۰۸۱۳۰۱۴۶۱۱ ص۱۴۷

↑ Iran’s Rivalry with Saudi Arabia Between the Gulf Wars. Durham Middle East monographs. Henner Fürtig. Garnet & Ithaca Press 

۲۰۰۶ شابک ۰۸۶۳۷۲۳۱۱X ص۲۲۲

↑ The international politics of the Middle East. Raymond A. Hinnebusch. 

انتشارات دانشگاه منچستر. ۲۰۰۳ شابک ۰۷۱۹۰۵۳۴۶۳ ص۱۹۴

↑ Iran and the surrounding world: interactions in culture and cultural politics. Nikki R. Keddie, Rudolph P. Matthee 

انتشارات دانشگاه واشینگتن. ۲۰۰۲ شابک ۰۲۹۵۹۸۲۰۶۳ ص۲۸۱

↑ Islam in a changing world: Europe and the Middle East. Anders Jerichow, Jørgen Bæk Simonsen 

انتشارات روتلج. ۱۹۹۷ شابک ۰۷۰۰۷۰۵۰۹۰ ص۳۸

↑ America and political Islam: clash of cultures or clash of interests. Fawaz A. Gerges 

انتشارات دانشگاه کمبریج. ۱۹۹۹. شابک ۰۵۲۱۶۳۹۵۷۳ ص۴۴

 «پیام به هنرمندان و خانواده شهدا (تجلیل از هنر و هنرمندان متعهد)». سایت جامع امام خمینی.

↑ Iran after the revolution: crisis of an Islamic state. Saeed Rahnema, Sohrab Behdad. I.B.Tauris. 

۱.۹۹۶ شابک ۱۸۶۰۶۴۱۲۸۸ ص۷۸

 [جهان نیوز]. «نبرد اسلام ناب با چهار شاخه اسلام آمریکایی/ خدمتی که داعش به اسرائیل می‌کند».

پایگاه بصیرت

سایت خامنه ای

دست در دست خدا


خدای من

نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی

میان این دو گمم

هم خود را و هم تو را آزار میدهم

هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی

و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی

آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ”

خدایا هیچ وقت رهـــایم نکن . . .

راز چهل و (اربعین)


عدد چهل در نگاه اول یک عدد کاملا ساده مانند تمامی اعداد دیگر است، اما این عدد رازهایی را یدک می‌کشد که در نوع خود جالب است.

تا عدد چهل بشمارید اما از آن رد نشوید. کمی به این عدد فکر کنید؛ چه چیزی به یادتان می‌آید؟ قصد داریم در ادامه حقایقی را از عدد چهل برای شما بازگو کنیم که احتمالا برایتان جذاب باشد.

  منفی چهل درجه یا «چهل درجه زیر صفر» تنها دمایی است که هم در سلسیوس و هم در فارنهایت با هم برابر است.

 عدد چهل تنها عددی در زبان انگلیسی است که اگر آن را به حروف (Forty) بنویسید، تمام حروفش از نظر ترتیب الفبای انگلیسی پشت سر هم قرار می‌گیرد.

 نه ماه بارداری را فراموش کنید! یک دوره بارداری معمولی به طور معمول چهل هفته زمان می‌طلبد.

 زمانی که طاعون‌ در قرون وسطی در اروپا شیوع یافت، کشتی‌ها به مدت چهل روز در کنار بنادر می‌ماندند و هیچ مسافری اجازه خروج نداشت. واژه «قرنطینه» از گویش ونتیانِ زبان ایتالیایی گرفته شده و به معنای «quaranta giorni» یا «چهل روز» 

 عبارت تحت‌اللفظی «چهل چشمک» نیز در زبان انگلیسی اصطلاحی است به معنای یک چرت کامل و دلچسب. دکتر ویلیام کیتچاینر در کتاب راهنمای خود در سال 1812 میلادی به این موضوع اشاره کرده بود که یک چرت روزانه کامل به طول چهل بار پلک زدن است.

 شیمیدانان شرکت تولید کننده یک اسپری جادوییِ برای جداسازی آب دقیقا چهل بار تلاش کردند. از این رو، آن اسپری «دبلیو دی 40» نام‌گذاری شد. فرمول شیمیایی این اسپری کاملا منحصر به فرد بود و برای چربی گیری، گریس زدایی و تمیزکاری قطعات مورد استفاده در صنایع هوا - فضا و موشک به کار می‌رفت.

 عدد چهل در ادبیات هم معنایی دارد: تعداد دزدانی که علی‌بابا در قصه هزار و یک شب با آن‌ها سر و کار داشت چهل نفر بودند، همه پیامبران در چهل سالگی مبعوث شده اند، حضرت عیسی مسیح چهل روز در بیابان روزه گرفت تا خود را در برابر اهریمن بیازماید. رشد انسان در چهل سالگی به کمال می رسد. «غوالی الئالی-۴۳۱» همه پیامبران در چهل سالگی مبعوث شده اند. «عیون الاخبار – ۲ -۳۶»حضرت آدم در فراق بهشت چهل روز گریست. «بحار-۱۱-۱۶۲»حضرت آدم در مرگ هابیل چهل شب گریه کرد. «بحار -۱۱- ۴۴»زمین چهل روز در مرگ مومن می گرید. «تفسیر عیاشی-۲-۱۵۴»خداوند چهل روز به فرعون مهلت داد. «اتحاف الساده-۱-۷۵»زیارت اربعین یکی از نشانه های مومن است. «امالی شیخ صدوق-۲۵۱» چهل شب تعطیلی مساجد از نشانه های ظهور است. «صحیفه الرضا-۱۴»هر انسانی که چهل حدیث حفظ کند، خداوند او را فقیه و عالم محشور کند. «بحارالانوار-۲-۲۵۳» عدد چهل در فرهنگ دینی و اسلامی در میان سایر اعداد از جایگاه ویژه ای برخوردار است.اربعین از اعدادی است که در اِعراب، به جمع مذکر سالم شبیه است; یعنی در حالت رفعی اربعون و در حالت نصبی و جرّی اربعین به‌کار می‌رود. این عدد برای مذکر و مؤنث یکسان است و به دو صورتِ عدد اصلی (40) و ترتیبی (چهلم) می‌آید.

در شکل گیری شخصیت انسان

اهمیت چهل سالگی انسان قابل انکار نیست، چنانکه در روایات متعددی از پیامبر «ص» و معصومان آمده است: هنگامی که بنده به چهل سالگی می‌رسد خداوند به دو فرشته مراقب او می‌گوید: ازاین پس بر او سخت بگیرید و همه کارهای کوچک و بزرگ و زیاد و کم را ثبت کنید. این روایات همه از این حقیقت خبر می‌دهند که شخصیت انسان تا چهل سالگی شکل گرفته و از آن پس تحولات درونی در او سخت‌تر می‌شود.

مشرب عرفا

دانشمندان مسلمان به ویژه آنان که مشرب عرفانی دارند، به عدد چهل در زمینه خودسازی به دیده اهمیت می‌نگرند و برای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان و کامل شدن ملکات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت تأثیری ویژه قائل هستند.

بنابه روایتی از امام صادق (علیه السلام) انسان در 33 سالگی به رشد کامل جسمانی خود می‌رسد و این رشد تا چهل سالگی ثابت است و از آن پس، بدن رو به کاستی می‌رود

منظر قرآن

عدد چهل یا اربعین، از موضوعاتی است که در قرآن و روایات از جایگاه ویژه ای برخوردار است و تاکنون کتاب‌های فراوانی درباره آن نوشته شده است. در قرآن کریم این واژه در چهار آیه و مرتبط با سه موضوع دیده می‌شود:

1- در آیه 15 سوره احقاف از چهل سالگی انسان یاد شده و این که خداوند به همه انسان‌ها درباره نیکی به پدر و مادر سفارش کرده است؛ اما فقط نیکوکاران به این سفارش الهی عمل و به پدر و مادر خود نیکی می‌کنند و این نیکی را تا رسیدن به رشد کامل خود و رسیدن به چهل سالگی ادامه می‌دهند؛ آن گاه در چهل سالگی دعا می‌کنند و از خداوند توفیق می‌طلبند تا در برابر نعمت‌هایی که خود و پدر و مادرشان از آن برخوردار بوده‌اند، شکرگزار او باشند : « ووصَّینَا الاِنسـنَ بِولِدَیهِ اِحسـنـًا حَمَلَتهُ اُمُّهُ کُرهـًا و وضَعَتهُ کُرهـًا و حَملُهُ وفِصــلُهُ ثَلـثونَ شَهرًا حَتّی اِذا بَلَغَ اَشُدَّهُ و بَلَغَ اَربَعینَ سَنَةً قالَ رَبِّ اَوزِعنی اَن اَشکُرَ نِعمَتَکَ الَّتی اَنعَمتَ عَلَیَّ و عَلی ولِدَیَّ و اَن اَعمَلَ صــلِحـًا تَرضـهُ و اَصلِح لی فی ذُرِّیَّتی اِنّی تُبتُ اِلَیکَ وانی مِنَ المُسلِمین».

2- در آیه 26 مائده از چهل سال ممنوعیت ورود بنی اسراییل به سرزمین مقدس و چهل سال سرگردانی آن‌ها در قطعه ای از زمین خبر داده است:« قالَ فَاِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَیهِم اَربَعینَ سَنَةً یَتیهونَ فِی الاَرضِ فَلاتَأسَ عَلَی القَومِ الفـسِقین ». این ممنوعیت پس از آن بود که موسی به قومش برای ورود به سرزمین مقدس فرمان داد؛ اما بنی اسراییل به این دلیل که در آنجا مردمی جبارند، از اطاعت موسی سر باز زدند و گفتند: تا آنان از آن جا بیرون نروند، ما هرگز وارد آن شهر نمی‌شویم. در تورات نیز داستان سرگردانی بنی اسراییل ذکر شده است.

حضرت موسی

3- آیه 51 بقره نیز از میقات چهل شبه موسی خبر می‌دهد:« واِذ وعَدنا موسی اَربَعینَ لَیلَةً » که در آیه 142 اعراف به این صورت تفصیل داده شده است:« و واعَدنا موسی ثَلـثینَ لَیلَةً و اَتمَمنـها به عشر فَتَمَّ میقـتُ رَبِّهِ اَربَعینَ لَیلِةً ». مفسران برآنند که آن چهل شب در سی شب ذی القعده و دهه اول ذی الحجه بوده است؛ چنان که در روایاتی از امام صادق (علیه السلام) نیز بر این تعیین دلالت دارد؛ اما آلوسی بدون استناد به دلیلی، این احتمال را که میقات در سی روز ذی الحجه و دهه اول محرم بوده نیز نقل کرده است. میقات چهل روز و چهل شبه موسی در تورات آمده است.

راز عدد چهل

مفسران در ذیل هر یک از آیات پیشین درصدد بر آمده‌اند رازی متناسب با موضوع را برای عدد چهل بیان کنند. در آیه 15 احقاف از کمال رشد انسان و چهل سالگی وی یاد شده است. بیش‌تر مفسران، کمال رشد را در 33 سالگی می‌دانند؛ ولی برخی آن را در همان چهل سالگی دانسته‌اند.

بنابه روایتی از امام صادق (علیه السلام) انسان در 33 سالگی به رشد کامل جسمانی خود می‌رسد و این رشد تا چهل سالگی ثابت است و از آن پس، بدن رو به زوال می‌رود.

در هر صورت برخی، سر تأکید آیه بر چهل سالگی را این دانسته‌اند که از یک سو معمولاً عقل انسان در این سن کامل می‌شود و در همین زمان حجت خداوند بر او تمام شده، جهالت جوانی از وی فاصله گرفته، حق واجب خداوند را در نیکی به پدر و مادر می‌شناسد و از سوی دیگر در چهل سالگی صفات اخلاقی در وی قوی شده، از آن پس به آسانی از او جدا نمی‌شود.

منظر روایات

در حدیث آمده است:افرادی که به چهل سالگی می‌رسند و توبه نمی‌کنند، شیطان دستی به صورت آن‌ها کشیده، می‌گوید: پدرم فدای رویی که رستگار نمی‌شود.

این روایات همه از این حقیقت خبر می‌دهد که شخصیت انسان تا چهل سالگی شکل گرفته، و از آن پس، تحولات درونی در او سخت‌تر می‌شود؛ البته در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) نیز آمده که خداوند افراد چهل ساله را گرامی می‌دارد . این روایت شاید دستوری اخلاقی برای رعایت احترام اشخاصی باشد که دارای عمری چهل سال و بیش‌تر از آن هستند.

آلوسی درباره سر چهل سال سرگردانی بنی اسرائیل می‌گوید: چهل سال، زمان لازمی بود که بنی اسرائیل از نادانی خود در مخالفت با موسی(علیه السلام) دست بردارند.

برخی دیگر نیز چهل سال را زمان لازم برای انقضای نسل نافرمان بنی اسرائیل - که به اخلاق فاسد خو گرفته بودند - و نیز ظهور نسل جدید از آنان دانسته و برآنند که پس از آن زمان، نسل جدید بنی اسرائیل وارد سرزمین مقدس شد.

راز میقات چهل شبه موسی نیز روشن نیست؛ اما وجود این روایت از رسول خدا که فرمود: هر انسانی چهل روز اخلاص ورزد و اعمال خود را برای خدا خالص گرداند، چشمه های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می‌شود: « من اخلص لله اربعین صباحا جرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه»

نقل حدیث دیگری از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) که فرمود: از امت من چهل حدیث مورد نیاز مردم در امور دین را حفظ کند، خداوند او را در روز قیامت فقیه و دانشمند برمی انگیزد.توجه فقیهان و محدثان را به خود معطوف داشت، به طوری که کتاب‌های زیادی در زمینه چهل حدیث نگاشته شد

در کنار دو آیه میقات، سبب شده تا دانشمندان مسلمان، به ویژه آنان که مشرب عرفانی دارند؛ به عدد چهل در زمینه خودسازی با دیده اهمیت بنگرند و برای این عدد در فعلیت یافتن استعدادهای انسان و کامل شدن ملکات اخلاقی و پیمودن درجات معرفت تأثیری ویژه قایل شوند.

صدرالمتألهین شیرازی بر آن است که فقط پیامبران و اولیای الهی از راز تعیین عدد چهل باخبرند؛ سپس به نقل نکته ای لطیف از سهروردی، صاحب عوارف المعارف درباره راز آن می‌پردازد که خدای سبحان، گل آدم را در چهل روز سرشت؛ چنان که در حدیث آمده: «خمرت طینه آدم بیدی اربعین صباحا» و او را به گونه ای متناسب با عالم شهادت و غیب آفرید و در هر صباح که مرتبه ای از قوا و طبقه ای از اعضا را برای آبادانی جنبه شهادت (دنیایی) وی در او به ودیعه نهاد بین او و عوالم غیبی حجابی پدید آورد و او را به نوعی از ساحت قدس الهی دور کرد؛ بنابراین برای بیرون آمدن وی از این حجاب‌ها و نزدیک شدن به آن ساحت یک اربعین اخلاص در عمل لازم است. وی در ادامه، همین نکته را منشأ تعیین عدد چهل (چله نشینی ها) برای خلوت‌ها و ریاضت‌های عارفان دانسته است.

هم چنان که روایت پیشین، توجه عارفان را به خود جلب کرد، نقل حدیث دیگری از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) که فرمود: هر کدام از امت من چهل حدیث مورد نیاز مردم در امور دین را حفظ کند، خداوند او را در روز قیامت فقیه و دانشمند برمی انگیزد.توجه فقیهان و محدثان را به خود معطوف داشت، به طوری که کتاب‌های زیادی در زمینه چهل حدیث نگاشته شد. برخی بیش از 72 کتاب و برخی دیگر افزون بر 90 کتاب در این موضوع یاد کرده اند

اما چهل در اربعين حسينی، پشت سر گذاشتن چهل روز پر اندوه برای عزاداران و شيعيان واقعی حضرتش است. هرچه به اربعين حسيني نزديك تر مي شويم، دل‌هايمان بيشتر روانه كرب و بلاي حسيني و خاك مقدسش مي‌شود. هوايي مي شويم براي زيارت بارگاه مبارك و نوراني سالار شهيدان و ياران باوفايش.

قال ابومحمد الحسن العسکری(ع): «عَلاماتُ المُؤْمِنِ خمْس: صَلاةُ الْخَمْسِین، وَ زِیارَةُ الْأرْبِعَینِ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیمِینِ، وَ تَعفیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بسم الله الرحمن الرحیم

 امام حسن عسکری(ع) فرمود: نشانه‌های مؤمن پنج چیز است: پنجاه رکعت نماز (نماز یومیه و نمازهای نافله)، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، جبین را در سجده بر خاک گذاردن، بسم‌الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند گفتن» 

(وسایل الشیعه/ج۱۰/ص۳۷۶)

 اَلبَرَكَةُ مِن قَبرِ الحُسَينِ بنِ عَلىٍّ عليه ‏السلام عَشَرَةُ اَميالٍ؛ 

تا ده ميل اطراف قبر حسين بن على عليه‏ السلام بركت است.(بحارالأنوار، ج ۹۸، ص۱۱۶، ح )

قال ابوجعفر(ع): «زِیارَةُ قَبْرِ رَسُولِ اللهِ(ص) وَ زِیارَةُ قُبُورِ الشُّهَداءِ وَ زِیارَةُ قَبْرِ الْحُسَینِ بْنِ عَلِی(ع) تَعْدلُ حَجَّةً مَبْرُورَةً مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ الِهِ؛ 

 امام باقر(ع) فرمودند: زیارت قبر رسول خدا و زیارت مزار شهیدان و زیارت مرقد امام حسین(ع) معادل است با حج مقبولی که همراه رسول خدا(ص) به جا آورده شود». 

 (مستدرک ال وسائل/ج۱/ص۲۶۶) 

عن النبی(ص) قال: … «وَ هِی أطْهَرُ بُقاعِ الْأرْضِ وَ أعْظَمُها حُرْمَةً وَ إِنَّها لِمَنْ بَطحاءِ الْجَنَّة؛ 

پیامبر(ص) می‌فرمایند: کربلا پاک‌ترین بقعه روی زمین و از نظر احترام بزرگ‌ترین بقعه‌ها است و الحق که کربلا از بساط‌های بهشت است». (بحارالانوار/ج۹۸/ص۱۱۵) 

امام صادق(ع): «یا زُرارَة! إِنَّ السَّماءَ بَکَتْ عَلی الْحُسَینِ عَلَیهِ السَّلام اَرْبَعِینَ صَباحاً بِالدَّمِ وَ إِنَّ الْأَرْضَ بَکَتْ أرْبَعینَ صَباحاً بِالسَّواءِ وَ إِنًّ الشَّمْسَ بَکَتْ اَرْبَعِینَ صَباحاَ… وَ إِنَّ الْمَلائکَةَ بَکَتْ اَرْبَعِینَ صَباحاً عَلَی الْحُسَینِ(ع)؛ 

 ای زراره، آسمان چهل روز بر حسین(ع) خون گریه کرد و زمین چهل روز برای عزای آن حضرت گریست به تیره و تار شدن و خورشید با سرخی خود چهل روز گریست… و ملائکه الهی برای آن حضرت چهل روز گریستند». 

(مستدرک الوسائل/ج۱۰/ص۳۱۴)

امام صادق عليه ‏السلام : 

فى فَضلِ زِيارَةِ الحُسَينِ بنِ عَلىٍّ عليه ‏السلام وَ لَقَد حَدَّثَنى أَبى عليه ‏السلام: أَنَّهُ لَم يَخلُ مَكانُهُ مُنذُ قُتِلَ مِن مُصَلٍّ يُصَلّى عَلَيهِ مِنَ المَلائِكَةِ أَو مِنَ الجِنِّ أَومِنَ النسِ أَو مِنَ الوَحشِ و َما مِن شَىْ‏ءٍ إِلاّ وَهُوَ يَغبِطُ زائِرَهُ و َيَتَمَسَّحُ بِهِ و َيَرجو فِى النَّظَرِ إِلَيهِ الخَيرَ لِنَظَرِهِ إِلى قَبرِهِ؛ 

پدرم در فضيلت زيارت حسين بن على عليه ‏السلام فرمودند: … و هر چيزى غبطه زائر آن حضرت را مى‏ خورد و خود را به او نزديك مي كند و با نگاه كردن به زائر امام حسين عليه ‏السلام اميد خير دارد؛ زيرا او به قبر امام حسين عليه ‏السلام نگاه كرده است. کامل زیارات ص325

علمای بزرگ شیعه‌، مانند شیخ مفید و شیخ طوسی‌، نه تنها به آن پشت نکرده‌ بلکه مانند نخستین اربعین، توسط جابر بن عبدالله از ان بهره می‌گرفتند، آن‌روز که نخستین زیارت در آن انجام شده‌، به عنوان روزی که زیارت امام‌حسین اربعین هم ازسوی حضرت صادق علیه السلام انشاء شده و با داشتن آن مضامین عالی‌، شیعیان را از زیارت‌آن حضرت این روز برخوردار می‌کند.

اهمیت خواندن زیارت اربعین تاجایی است که از علائم شیعه دانسته شده است‌، درست آن گونه که بلند خواندن بسم الله در نماز، زیارت اربعین در «مصباح المتهجد» شیخ طوسی و نیز «تهذیب الاحکام» وی به نقل ازصفوان بن مهران جمال آمده است‌. وی گفت که مولایم صادق (ع‌) فرمود: زیارت اربعین که باید وقت برآمدن روز خوانده شود چنین است….. (مصباح المتهجد، ص 788، تهذیب الاحکام‌، ج 6،ص 113، اقبال الاعمال‌، ج 3، ص 101، مزار مشهدی‌، ص 514 (تحقیق قیومی‌)، مزار شهید اول (تحقیق‌مدرسة الامام المهدی‌، قم 1410)، ص 185 ـ 186).

 زیارت‌ اربعین، به جهاتی مشابه برخی از زیارات دیگر است‌، اما از آن روی که‌مشتمل بر برخی از تعابیر جالب در زمینه هدف امام حسین از این قیام است‌، دارای اهمیت ویژه می‌باشد. در بخشی از این زیارت در باره هدف امام حسین‌(ع‌) از این نهضت آمده است‌: «… و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة ‌و حیرة الضلالة‌… و قد توازر علیه من غرّته الدنیا و باع حظّه بالارذل الادنی‌».

خدایا، امام حسین (ع‌) همه چیزش را برای نجات بندگانت از نابخردی وسرگشتگی و ضلالت در راه تو داده در حالی که مشتی فریب خورده که انسانیت‌ خود را به دنیای پست فروخته‌اند بر ضد وی شوریده آن حضرت را به‌شهادت رساندند.

الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

منابع:

تبیان

جام جم آنلاین

افکار نیوز

بازتاب

باشگاه خبرنگاران جوان

حدیث زیارت امام حسین(علیه السلام)

ارتباط عمقي و معرفتي عيد قربان و عيد غدير

عید قربان روز عبودیت و بندگی است و عید غدیر عید ولایت.تاكنون راجع به رابطه بین این دو عید بزرگ كه با فاصله كمی از یكدیگر قرار گرفته اند، اندیشیده اید؟آری؛‌ رابطه این دو عید بزرگ به این صورت است كه كسی به مقام ولایت می رسد كه ابتدا به مقام بندگی و عبودیت خداوند رسیده باشد.حضرت ابراهیم در عید قربان پس از گذشتن از امتحانی كه خداوند سر راه او قرار داده بود، به مقام بندگی خداوند رسید و حضرت علی (ع) در روز غدیر از طرف خداوند به مقام ولایت رسید.

حرفی بزن، صدا به صدایی نمیرسد

دیگر مجال چون و چرایی نمیرسد

چاقوی بی رگ از رگ قربانی اش مکید

بر آتش دریده ندایی نمیرسد

یوسف به حکم پیرهنش تبرئه نشد

کودک، قضاوتش، نه! به جایی نمیرسد

مولود معجزه به زمان شفاعتی

بر دار صلیب است و شفایی نمیرسد

ابری نشست بر تب و تاب ستاره ها

پای پیمبری، به حرایی نمیرسد

شبها به چاه، حنجره ای وا نمیشود

انگشتری به وقت گدایی نمیرسد

حرفی بزن، نگو، که قضایش بجا شود

فرصت کم است و ، وقت قضایی نمیرسد

جانم به لب رسد، لب جانانه بر لبم

با این طلوع ” گر که نیایی” نمیرسد

(سعید پروانه)

قربان از قرب به معناي نزديكي و تقرّب گرفته شده. اوّلين قرباني كه در تاريخ بشر كنوني پذيرفته شد، مربوط به حضرت هابيل(1) ـ عليه السلام ـ است. در ميان اقوام پيشين هم رسم بر اين بود كه براي تقرّب به معبود يا معبودان خود قرباني كنند. اين مسأله ادامه يافت تا هنگام نبوّت حضرت ابراهيم خليل ـ عليه السلام ـ در اين هنگام ايشان سه مرتبه در رؤياي صادقه ديدند كه خداوند ايشان را به ذبح فرزند امر مي فرمايند. آنگاه كه براي ايشان يقين حاصل شد كه رؤيا صادقه است، خود را براي اجراي فرمان الهي آمده كردند، ولي تيغ، گلوي فرزند ايشان حضرت اسماعيل ـ عليه السلام ـ را نبريد، و به امر الهي قوچي را به عنوان قرباني به جاي فرزندشان، ذبح كردند. اين قضيّه مبناي عيد قربان در اسلام هم قرار گرفت. بعد از ذكر تاريخچه اجمالي عيد قربان بايد مطالب ذيل را ذكر كنيم:

اوّلا: در روايات ما كلمه «قرباني» در مواردي ذكر شده مثل «الصلوة قربان كل تقيّ» نماز مايه تقرّب هر شخص پرهيزكار به خداوند است. پس با توجه به روايت شريفه «قربان»، «آنچه مايه تقرّب الي الله» است، صرفاً در ذبح حيوان خاصّ خلاصه نمي شود، بلكه مفهومي بسيار گسترده تر از آن دارد.

و بالاترين و عالي ترين مصداق «قربان»، جهاد با نفس و گشتن و از بين بردن رذائل نفساني و اخلاقي است كه در حديث شريف «موتوا قبل ان تموتوا» يعني بميريد پيش از آنكه شما را بميرانند، بدان اشاره شده دارد. معناي «موتوا» در حديث فوق اين است كه نفسانيّت خود را ذبح كنيد و از منيّت ها و هواهاي نفساني كاملا جدا شويد تا به جوار قرب الهي دست يابيد.

پيوند روز عيد قربان با عيد غدير كه عيد ولايت مطلقه كليّه الهيّه است، اين است كه در روز عيد قربان رذائل و هواهاي نفساني را در درون خود ذبح و قرباني كنيد تا با طهارت و پاكي روح، وارد، عيد ولايت مطلقه كليّه الهيّه حضرت امير ـ عليه السلام ـ شويد زيرا مسأله ولايت حضرت امير ـ عليه السلام ـ آن قدر پاك و طاهر است كه، هرگز نمي تواند با آلودگي هاي باطني، قدم در آن نهاد و خود را از مواليان واقعي حضرت امير ـ عليه السلام ـ دانست.

امّا خود عيد غدير با قطع نظر از عيد قربان،به منزله آخرين جزء از علّت تامّه نسبت به مبعث پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ است. بلكه غدير به منزله باطن يك چيز ظاهر و به منزله روح، نسبت به انسان است، زيرا تمامي خيرات و سعادات مشروط به ولايت امير المومنين علي ـ عليه السلام ـ و فرزندانش ـ عليهم السلام ـ است. در روايات كثيره از طريق شيعه و اهل سنت وارد شده كه نورهاي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ يكي بود تا اين كه در صلب عبدالله و عبدالمطلب از هم جدا گشته و خداوند، ولايت آنان را بر همه مردم واجب نموده است و اين ولايت در روز غدير آشكار شد،(2) به همين جهت در قرآن كريم آمده: «امروز «روز غدير» دينتان را برايتان كامل و نعمتم را بر شما تكميل و دين اسلام را براي شما انتخاب نمودم».(3)

البته نكته اساسي در پيوند عيد غدير و قربان آن است كه در قرآن مي خوانيم: زماني كه خداوند حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ را به امتحانات گوناگون آزمود و ايشان همه آنها را به اتمام رساند، خداوند به ايشان فرمود: تو را امام براي مردم قرار دادم و او گفت آيا از ذريه من هم كسي به امامت مي رسد، خداوند فرمود، عهد من «امامت و ولايت» به ستمگران نمي رسد.(4)

از آيه شريفه فوق استفاده مي شود كه حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ پس از تحمّل آزمايش هاي سخت كه از جمله مهم ترين آنها قرباني فرزند بود به مقام امامت رسيد، و اين امر نشان گر آن است كه نقطه مشترك روز عيد قربان و روز عيد غدير از لحاظ معرفتي و با نگاهي عميق، امر ولايت و امامت است.

اگر حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ ، فرزند خود را به قربانگاه آورد تا مايه تقرّبش به ذات اقدس الهي شود، حضرت امير ـ عليه السلام ـ هم تمام هستي اش را قرباني راه خدا نمود.

از ديگر اشتراكات عيد غدير و عيد قربان، مسأله فضيلت اين دو عيد اكبر الهي است: از امام رضا ـ عليه السلام ـ روايت شده است كه فرمودند: در روز قيامت، چهار روز با شتاب به خدا مي رسد، همان گونه كه عروس به حجله خود مي رسد. پرسيدند اين چهار روز كدام است؟ حضرت فرمودند: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدير كه روزي است كه ابراهيم خليل ـ عليه السلام ـ در آن از آتش رهايي ياف و به جهت سپاسگزاري، آن روز را روزه گرفت و نيز روزي است كه در آن روز پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ حضرت امير ـ عليه السلام ـ را به عنوان جانشين خود معرّفي و فضيلت هاي او را بيان نمود و خداوند بدين وسيله دين را كامل كرد و حضرت امير ـ عليه السلام ـ به خاطر شكرگزاري اين روز را روزه گرفته 

است.(5)
اين روز روز كمال، روز ناراحتي شيطان و روزي است كه اعمال شيعه و دوستداران آل پيامبر پذيرفته شده و خداوند عمل مخالفين آنها را باطل و نابود مي گرداند و اين همان است كه خداوند در آيه 23 سوره فرقان مي فرمايد: «آن اعمال اعمال مخالفين اهل بيت ـ عليهم السلام ـ را باطل و نابود نموديم».

وجه اشتراك ديگر غدير و قربان را بايد در خود نام غدير جستجو كنيم، غدير نام بركه اي است كه اين واقعه اعلام ولايت امير المومنين ـ عليه السلام ـ در نزديكي آن واقع شده است. از سوي ديگر حاجيان هم كه به مني قرباني مي فرستند. شهر مكّه كنار چاه زمزم قرار دارند كه آب پر بركتش به دعاي حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ نياز آبي همه زائران و ساكنان مكّه را تأمين مي كند. بركه و چاه هر دو محل تجمع آب هستند و آب، مظهر پاكي است و تفسير عرفاني آب، همان ولايت و امامت است، همان طور كه آب ظاهر را تطهير مي كند، طهارت باطني هم بدون ولايت ممكن نيست.

لذا باز از هر دو عيد قربان و عيد غدير، به پاكي ظاهري كه مظهرش آب است و پاكي و طهارت باطني كه مظهرش ولايت است و معناي باطني آب هم همان ولايت است دست مي يابيم.

از سوي ديگر عيد قربان در هشتم ذي الحجّه است و عيد غدير در هيجدهم ذي الحجّه لذا هر دو عيد قربان و غدير با حج گره خورده اند و اين وجه اشتراك ديگري از قربان و غدير است و شايد سرّ اين كه بين اين دو روز، هشت روز فاصله است اين باشد كه بعد از آن كه انسان موفق شد به توفيق الهي باطن خود را از اغيار پاك نمايد و هوا هاي نفس خود را قرباني كند، هشت روز تا ولايت فاصله دارد.

امّا استفاده از اين ارتباط عميق بين قربان و غدير در افزايش، سطح معارف انسان چنين است: ما از مطالب گذشته به اين مطلب رسيديم كه قربان و غدير، نقطه تلاقي شان امامت و ولايت است، آن هم ولايت مطلقه كليّه، يعني ولايتي كه بر همه مخلوقات از قبيل جمادات،گياهان، حيوانات، انسان و فرشتگان عرضه شد و در رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ و يازده جانشين آنهاست ـ عليهم السلام ـ تمام درجات و مناجات پيامبراكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ اولياء و اوصياء به همين ولايت برگشته و اين ولايت از فناي بنده در حق و بقاي بنده به وسيله حق سرچشمه مي گيرد.

پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در روايتي مي فرمايند: اوّلين چيزي كه خدا آفريد نور من بود در حالي كه «آدم» هنوز در مرحله، آب و گل بود كه به همان ولايت اشاره دارد يا روايت امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ كه من ولي بودم در حالي كه «آدم» هنوز در مرحله آب و گل به سر مي برد همان معناي ولايت را دارد. و از صاحب ولايت مطلقه با نام هايي مانند خليفه اعظم، قطب اقطاب، انسان كامل، عقل اوّل و روح اعظم در عرفان ياد شده است.(6) و همين مسأله امامت و ولايت ركن ركين اعتقادات شيعه است كه به واسطه آن، شيعه از غير شيعه در ميان مسلمين متمايز مي شود و در روايات كثيره، قبولي ساير اعمال يك فرد وابسته به پذيرش ولايت از سوي آن فرد شده و اين مسأله عمق مسأله ولايت را مي رساند.
پاورقی:
1. ر.ک: مائده : 27.

2. ملکي تبريزي، ميرزا جواد آقا، المراقبات، ص462 و 463.

3. مائده : 3.

4. بقره : 124.

5. همو، المراقبات، ترجمه محدث بندر ريگي، ابراهيم، انتشارات اخلاق، ص488، 1377ش.

6. همو،المراقبات، ص492.

منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

تبیان