همسران نمونه (سالروز ازدواج امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) 


سراسر زندگی مشترک امام علی علیه السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام ، سرشار از مشق های نیکوست. مقام معظم رهبری، در تحلیلی زیبا، از نقش حضرت زهرا در فعالیت های تأثیرگذار همسرش چنین یاد می کنند: «در طول ده سالی که پیامبر در مدینه بود، حدود نه سال، جنگ های کوچک و بزرگی ذکر کرده اند (حدود شصت جنگ اتفاق افتاده)، در اغلب آنها امیرالمؤمنین هم بوده است. حالا شما ببینید، او (حضرت زهرا علیهاالسلام )خانمی است که در خانه نشسته و شوهرش مرتب در جبهه است و اگر در جبهه نباشد، جبهه لنگ می ماند… از لحاظ زندگی هم وضع رو به راهی ندارند… در حالی که دخترِ رهبر است، دختر پیامبر است، یک نوع احساس مسئولیت هم می کند.ببینید انسان چه روحیه قوی ای باید داشته باشد تا بتواند این شوهر را تجهیز کند، دل او را از وسوسه اهل و عیال و گرفتاری های زندگی خالی کند، به او گرمی بدهد، بچه ها را به آن خوبی تربیت کند… فاطمه زهرا علیهاالسلام این گونه خانه داری، شوهرداری و کدبانویی کردند و این طور محور زندگی فامیل ماندگار در تاریخ قرار گرفتند».

تهیه و تنظیم: محمود رضا درخشانی

سربازی برای امام زمان (عج)

شناخت امام زمان(عج)در این رابطه باید گفت که ما در دوران غیبت وظیفه ای نداریم که حتما چهره امام را بشناسیم که به چه شکلی هستند و اینکه اگر امام را در کوچه و خیابان دیدیم، موظف باشیم که ایشان را بشناسیم و احترام بگذریم و وقتی گفته می شود امام زمانتان را بشناسید، منظور چنین شناختی نیست.

البته چنین شناختی در دوران حضور ائمه هم نبوده است. به طور مثال زمانی که امام صادق(ع) در مدینه بودند، شیعیان دیگر در مناطق مختلف حتی یک بار هم امام را ندیده بودند و چهره امام را نمی شناختند ولی می دانستند که امامشان در مدینه زندگی می کند، قیافه شان را نمی شناختند ولی امامشان را می شناختند.

منظور از شناخت این است که اول بدانیم امام زمانمان چه کسی است. اینکه فرزند امام حسن عسکری(ع) و از نوادگان پیامبر(ص) است، این همان شناخت شناسنامه ای است، اما آنکه بیشتر تاکید شده که باید معرفتمان را نسبت به اماممان بالا ببریم. منظور شناخت مقام امام است و وقتی می گوییم امام زمان امام است، یعنی میزان علم امام چقدر است، معنای عصمت چیست یا اینکه امام در جهان خلقت از چه رتبه ای برخوردارد هستند و چه احاطه ای بر موجودات دارند، توان اجرایی امام چقدر است که جواب همه این سوال ها در فرازهایی از زیارت جامعه کبیر آمده است.

کسی که در صدد شناخت امام است، می تواند با خواندن زیارت جامعه کبیره نسبت به امام معرفت کسب کند. همچنین در شناخت امام باید بدانیم در مقابل امام چه وظیفه ای داریم و امام چه حقی برگردن ما دارد.

سربازان امام چه کسانی هستند؟

در رابطه با سرباز امام می توانیم به دو برهه غیبت و ظهور اشاره کنیم. کسانی که در غیبت خدمت به حضرت می کنند و کسانی که بعد از ظهور در رکاب حضرت خواهند بود، ولی آنچه که بیشتر شنیده ایم، سربازانی هستند که در دوران ظهور در کنار ایشان هستند و طبق روایات دارای سه رتبه هستند.

رتبه اول کسانی هستند که هسته مرکزی یاران امام را تشیکل می دهند که 313 نفر هستند و فرماندهان لشکر امام محسوب می شوند و هر کدام پرچمدار یک سپاه هستند، دارای صفات بسیار بالا و کمالات هستند و در حد اعلای معرفت، خلوص، ایمان و شجاعت شناخته می شوند.

هسته دوم یاران امام، هسته 10 هزار نفری هستند که حلقه اتصال بین سپاه حضرت و هسته مرکزی باشند و از نظر معنوی دارای رتبه های بالایی هستند و در مقام سوم مردم عادی هستند و هر کس که به امام خدمت کند. به طوری که در روایات گفتند هر وفت سفیانی قیام کرد، هر کس به هر طریقی که توانست خود را به مکه برساند.

رتبه سوم یاران حضرت، همه مردمی هستند که دوستدار کمک یه امام هستند، باید گفت در دوران ظهور محدودیتی برای یار امام شدن وجود ندارد. ولی ترتیب دارد، کمالات بیشتر جز 313 و به ترتیب به افراد عادی می رسد.

در دوران غیبت به کسانی که نام حضرت را در جامعه زنده می کنند، زمینه سازی ظهور حضرت می کنند، به شبهاتی که در مورد حضرت است، پاسخ می دهند، فعالیت های فرهنگی دارند، به مردم معرفت می دهند و آماده شان می کنند، به اینها می گوییم سربازان امام زمان(ع)، همانطور که در زیارت نامه ها هم وارد شده که خدایا ما را از سربازان امام قرار بده. هم در ظهور و هم در غیبت.

شبستان

توسل در زندگی بزرگان 

1) آية الله بهاء الدینی(ره) و عشق به اهل بیت

عشق و علاقه‌ی فراوان به رسول خدا و شور و شوق بسیار به اهل بیت از اوان کودکی در وجود این فقیه فرزانه وجود داشته است. نقل خاطرات آن زمان از زبان ایشان در این زمینه شنیدنی است. ایشان می­فرمودند:

«در سن سه چهار سالگی بودم که به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها دختر گرامی موسی بن جعفر علیه السلام، علاقه داشتم، همراه پدرم به آنجا می­رفتم و سعی داشتم به زوّار آن حضرت خدمت کنم. در تاریکی شب به آب انبار سی چهل پلّه ای می­رفتم و برای زوّار حرم آب می­آوردم»[2]

ارادت بسیار این فقیه اهل بیت(س) موجب شده است که در ایّام جشن و شادی و یا سوگ و ماتم آل الله علیهم السلام، مجلس تشکیل داده تا از گلستان دانش و بینش و پهنه‌ی وسیع رحمت و لطف آن خاندان، شکوفه­های معرفت نصیب علاقه­مندان گردد.

ایشان در بیان مقام اهل بیت و اهمیّت مجالس ایشان می­فرمودند:

«مقام ایشان[اهل بیت] در دنیا قابل تصوّر نیست، جهان مثل اینها را ندارد. بدانید تمام این مجالس هم از برکات این ذوات مقدّس است. کلمات، آثار و این مجالس همه مال اینهاست. اگر پیامبر نبود، این مجالس هم نبود. اگر حیاتی در آفریش هست حیات پیغمبر خداست. همه به برکت حیات پیامبراست. بدانید که پیامبر خدا به گردن همه‌ی اجتماع، به گردن جن و انس و ملائکه تا روز قبامت دارای حق است»[3]

2) امام خمینی(قده)؛ توسّل و عشق به اهل بیت

ایشان در تمام مدّت اقامتشان در نجف اشرف، هر شب به حرم مطهّر امیر المؤمنین علیه السلام شرفیاب شده و به زیارت می­پرداختند و به جز در موارد استثنائی، هیچگاه این عمل از ایشان ترک نشد. در ایّام زیارتی نیز در کنار قبر شریف امام حسین علیه السلام حاضر می­شدند و در دهه‌ی عاشورا، هر روز زیارت عاشورای معروفه را با صد سلام آن می­خواندند. فرزند ایشان می­گوید:

«شبی در عراق کودتا شد. هر اتاقی را گشتم، ایشان را نیافتم. رفتم پشت بام دیدم امام رو به حرم حضرت امیر المؤمنین علیه السلام نموده و مشغول زیارت هستند»

یکی از بستگان امام می­گوید:

هر شب در یک ساعت خاص، ایشان به کنار قبر مولای متّقیان می­آمدند و زیارت جامعه می­خواندند، زیارتی که یک ساعت وقت می­خواهد، ولی انسان در این زیارت احساس می­کند که واقعاً در برابر امامان معصوم خویش، آنچه را که حق آنان است بازگو می­کند و در حقیقت یک دور درس امام شناسی است و شوخی نیست که امام 15 سال به این زیارت مقیّد بودند.

علاقه‌ی امام به اهل بیت علیهم السلام در حدّ وصف ناشدنی است. امام عاشق آنهاست، عاشقی که تا صدای یا حسین بلند می­شود، بی اختیار اشک می­ریزد. امام با اینکه در مقابل مصیبت­ها صابر است وحتّی در برابر مشکلاتی چون شهادت حاج آقا مصطفی، اشک نمی­ریزد، امّا به مجرّد اینکه روضه خوان بگوید: السلام علیک یا ابا عبدالله، قطرات اشک از دیدگانش فرو می­ریزد و این واقعاً علاقه‌ی کمی نیست و در همان موقعی که بسیاری از شبه روشنفکران قبل از انقلاب به عزاداری و سینه­زنی می­تاختند و اگر این فرهنگ رشد پیدا می­کرد، آثاری از شعائر اسلام باقی نمی­ماند، امام شدیداً به ترویج همان سنّت­های دیرینه عزاداری می­پرداخت و نیز می­بینیم که چگونه مردم را به برگزاری هرچه باشکوه­تر عزاداری­های اهل بیت سفارش می­کردند.

گاهی روضه خوانها می­آمدند و خدمت ایشان می­نشستند و اشعارسنّتی می­خواندند و ایشان گریه می­کرد و حتّی برای مراعات حال امام گاهی به خواندن کمی از مصیبت اکتفا می­کردند؛ چراکه گاهی گریه امام به حدّی می­رسید که ایشان را دچار ناراحتی می­کرد و این برای سلامتی ایشان خوب نبود.[4]

3) علّامه‌ی طباطبائی(قده) و عشق به اهل بیت علیهم السلام[5]

ولای اهل بیت علیهم السلام و عشق به ایشان از ویژگی­های برجسته‌ی روحی علامه‌ی طباطبائی به شمار می­رفت. ارادات ایشان به اهل بیت و به ویژه به ساحت مقدّس حضرت امیرالمؤمین علیه السلام تا سرحدّ دلدادگی و عشق بود. یکی از شاگردان علّامه در این خصوص می­گوید:

«هیچ به خاطر ندارم که اسم هر یک از ائمّه را بدون ادای احترام برده باشند. در مشهد که همه ساله مشرّف می­شدند و تابستان را در آنجا می­ماندند، وقتی وارد صحن رضوی می­شدند، بارها که در خدمتشان بودم، می­دیدم که دست­های مرتعش خود را روی آستانه‌ی درب حرم می­گذاشتند و با بدن لرزان از جان و دل آستانه‌ی در را می­بوسیدند. گاهی از محضر ایشان التماس دعایی درخواست می­شد که می­گفتند: «بروید از حضرت بگیرید ما اینجا کاره­ای نیستیم. همه چیز آنجاست.»

غالباً در مجالس روضه و مرثیه‌ی روزهای جمعه شرکت می­کردند و گاهی با تمام وجود، زار زار گریه می­کردند به طوریکه تمام بدنشان می­لرزید و از چشمهای درشت و جذّابشان، اشک سرازیر می­شد.

دلباختگی و شیفتگی و علاقه‌ی وی نسبت به خاندان پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم به حدّی بود که در مواردی که مصیبت و مرثیه و امثال آن برپا بود، کتاب و تألیف را یک سره به سویی می­نهاد.

4) آية الله بروجردی(قده) [6]

احترام مرجع فقید جهان تشیع حضرت آية الله بروجردی به ساحت مقدّس ائمّه‌ی معصومین علیهم السلام بسیارمثال زدنی و اعجاب انگیز بود.

حضرت آية الله شیخ علی صافی گلپایگانی در این زمینه می­فرمودند:

«یک وقت عدّه‌ی­ای از مردم برای دیدار ایشان آمده بودند، فردی در میان آنان گفت: برای سلامتی امام زمان و آية الله بروجردی صلوات. ایشان با عصبانیّت فرمودند: «این شخص را از اینجا بیرون کنید، چرا اسم مرا در کنار اسم زمان آورده است»

یکبار نیز شاه عربستان به ایران آمد و برای ایشان هدایایی را فرستاد. البته ایشان جز قرآن و مقداری پرده‌ی کعبه، مابقی را رد کردند و در ضمن درخواست ملاقات با ایشان را داشت ولی آية الله بروجردی پاسخ ردّ دادند. درباره‌ی علّت این امر فرمودند: این شخص اگر بیاید قم و به زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها نرود، توهین به آن حضرت خواهد بود و من آنرا به هیچ وجه تحمّل نمی­کنم.

5) آية الله گلپایگانی(قده) و شور حسینی[7]

مرجع فقید جهان تشیع حضرت آية الله گلپایگانی که ولادت خویش را مدیون توسّل به آستان اهل بیت می­دانست و از همان کودکی شاهد عشق و شور زاید الوصف پدرش نسبت به ساحت مقدّس امام حسین علیه السلام بود، از اوایل زندگی با محبّت اهل بیت خو گرفته و در سراسر وجودش، عشق به امامان موج می­زد. هرگز دیده نشده است که پیش روی ایشان، نامی از مصائب اهل بیت برده شود و اشک­ از چشمان او جاری نگردد. به مجرّد اینکه خطیب یا هر کس دیگر سخن از شداید زندگی ائمّه به زبان می­آورد، صورت ایشان در هاله­ای از غم و اندوه فرو رفته و با دستمال صورت خود را می­پوشاند. در تمام ایّام موالید مجلس جشن و روز­های سوگواری اهل بیت مجلس عزاداری از دیرباز و حتی پیش از مرجعیّت در بیت محترم ایشان برقرار بود و هزاران نفر از طبقات مختلف در آن شرکت می­نمودند و شاید مجلسی به عظمت و وسعت آن در جهان شیعه برگزار نمی­گردید.

حجة الأسلام و المسلمین آقای بشیری، یکی از خطبای قم نقل می­کند:

زمانی که ایشان در بیمارستان بستری بودند، روزی به من اطّلاع دادند که به بیمارستان آمده و چند لحظه­ای حدیث کساء خوانده و ذکر مصیبت بنمایم. منهم رفته و خواستم شروع نمایم که معظّم له فرمودند: کمی صبر کنید و آنگاه نشسته و عبا و قبا و عمّامه‌ی خود را طلبیدند و گفتند: مجالس امام حسین با مجالس دیگر تفاوت دارد و انسان باید با احترام و با لباس رسمی در آن مجلس بنشیند.

فرزند ایشان حاج آقا باقر گلپایگانی نقل می­کند:

در یکی از روزهای دهه‌ی محرّم که یکی از خطباء بر روی منبر، مشغول ذکر مصیبت بود، اشک چشمان آقا جاری شد. پس از اتمام منبر خواستم قطره­ای را که در ساعات مقرّر باید در چشمان ایشان می­چکاندم، بریزم. امّا ایشان مانع شده و فرمودند: « گرچه من قائل به طهارت مطلق داروها هستم، امّا نمی­خواهم اشک چشمانم با چیزی غیر اشک مخلوط شود»

6) برنامه­ای از توسّل آیت الله بهجت(حفظه­الله)[8]

یکی از برنامه­های روزانه‌ی مرجع عالی قدر جهان تشیّع حضرت آية الله بهجت(حفظه الله) تشرّف روزانه‌ی ایشان به حرم مطهّر حضرت معصومه سلام الله علیها می­باشد. سالهاست که ایشان پس از ادای نماز صبح و در ساعات اوّلیه‌ی صبح به حرم کریمه‌ی اهل بیت مشرّف شده و با احترام و خشوع و خضوع خاصّی در مقابل ضریح مطهّر می­ایستند و پس از خواندن زیارت عاشورا، در گوشه­ای از حرم نشسته و ساعتی را به انجام برنامه‌ی خاص معنوی خویش می­پردازند.

عنایت خاص ایشان نسبت به زیارت عاشورا بسیار درخور توجّه است تا جائی که در مورد این زیارت شریف می­فرمایند:

«بنده خیال می­کنم فضیلت بکاء بر سیّد الشهداء علیه السلام بالاتر از نماز شب باشد؛ زیرا نماز شب عمل قلبی نیست بلکه همانند یک عمل قلبی است و حزن و اندوه و بکاء، عمل قلبی است به حدّی که بکاء و اشک از علائم قبولی نماز وتر است»

7) آیت الله قدوسی و تداوم بر زیارت عاشورا[9]

عالم نستوه حضرت آیت الله قدوسی(ره) که در راه پیروزی انقلاب اسلامی مجاهدت­های فراوانی را نمود و در نهایت در این راه به شهادت رسید را می­توان نمونه‌ی روشنی از شیفتگان و دوستداران واقعی اهل بیت عصمت و طهارت به شمار آورد. حضرت آیت الله قدوسی در جریان انقلاب اسلامی در ترغیب مردم به حضور در صحنه و شکستن حکومت نظامی اعلام شده از سوی رژیم پهلوی سعی وافر داشتند وخود ایشان با وجود بیماری و کهولت سن پیشاپیش صفوف راهپیمایان حضور داشتند.و از پیروزی انقلاب با حکم امام راحل به سمت دادستانی کل کشور منصوب شدند.

از ویژگی­های بارز شخصیّتی این عالم بزرگوار، توسّل و ارادت خاص ایشان به ائمه‌ی اطهار و مداومت بر اقامه‌ی مجالس عزا سوگواری ایشان بود.

برگزاري مراسم دعاي ندبه در هر هفته ، برقراری مجالس عزا داري در ماه محرم و فاطميه در منزل ايشان كه قريب نيم قرن سابقه داشت و توسلات خاص به حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه از جمله برنامه­های هر ساله‌ی ایشان بود.

همچنین از جمله‌ی برنامه­های روزانه که ایشان هر روز بر آن مداومت داشتند خواندن زیارت جامعه و زیارت عاشورا با صد سلام بود.

یکی از دوستان ایشان می­گوید:

«به نظر می­رسد ایشان نسبت به خواندن زیارت عاشورا مواظبت داشت؛ چون موقعی که دادستان کل بود، من در خواب دیدم که بر اثر خواندن زیارت عاشورا، به ایشان علوم خاصّی داده شده است. وقتی به ایشان عرض کردم، متأثّر شد و گفت: مدّتی است توفیق پیدا نکرده­ام و این بر اثر کارشان در دادستانی بود و آن کارها را اولی می­دانست. از اینرو بود که فرمودندمدّتی است به خواندن زیارت عاشورا موفّق نشده­ام.»

8) استاد دشتی(ره) و توسّل به اهلبیت[10]

نام استاد محمد دشتی با نام نهج البلاغه گره خورده است و نام ایشان یادآور تلاش­های ارزشمند و بلند مدّت ایشان بر روی سخنان گهربار مولای متّقیان می­باشد. موفقیّت ایشان در زمینه‌ی تألیف و به ویژه جمع­آوری و تهیّه‌ی و تنظیم الفاظ نهج البلاغه به حدّی است که کتاب معجم المفهرس لالفاظ النهج البلاغه‌ی ایشان به یکی از کتب کاربردی در نزد محقّقین تبدیل گشت تا جائی که مقام معظّم رهبری پیرامون این کتاب، به ایشان عرض کرد که «معجم شما، همیشه در کنار قرآن و مفاتیح من است و از آن استفاده می‏کنم»

مرحوم محمد دشتی با وجود عمر کوتاه، ولی پربرکت خود، منشأ آثار و برکات بسیاری شد. از ایشان بیش از صد و ده جلد کتاب به یادگار مانده که تنها یک کتاب ایشان، بالغ بر پانزده جلد می‏باشد. در این جا به گوشه‏ای از آثار این محقق فرزانه اشاره می‏شود: آینده و آینده‏سازان، اسناد و مدارک نهج البلاغه در دو جلد، پیام‏های عاشورا، ترجمه نهج البلاغه، مذهب روشنفکری، فرهنگ سخنان حضرت امام حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام ، نهج الحياة، مجموعه الگوهای رفتاری امام علی علیه‏السلام در پانزده جلد و دیوان اشعار.

از جمله نکات مهم و مؤثر در زندگی استاد دشتی که می­توان آنرا از جمله رموز موفقّت ایشان برشمرد، توسّل و توکّل بسیار قوی به ائمّه‌ی اطهار است. ایشان توکّل را به عنوان کلید تمام مشکلات می­دانستند و از آن هرگز غافل نمی­شدند. ایشان دراین زمینه می­فرمودند:

«ائمّه‌ی اطهار واسطه‌ی فیض الهی هستند و نردبان ارتباط ما با خداوند متعال، با متوسّل شدن به این نورهای آسمانی، می­توان تمام مشکلات لاینحل را حل کرد.»

دربسیاری از موارد، با توسّل خاصی که بارها آنرا تجربه کرده بودند، مشکلات بسیار مهمّی را حل کردند. شیوه‌ی ایشان در اینگونه امور ، توسّل به یکی از ائمّه‌ی اطهار با هدیه کردن 14 هزار صلوات به ساحت مقدّس ایشان بود.

استاد در سالهای آخر عمر پربرکتشان می­فرمودند:

«دیگر مزاحم تمام ائمّه‌ی اطهار شده ­ام و حال به امامزاده­ها نیز با این شیوه توسّل را شروع کرده ­ام. از حضرت معصومه سلام الله علیها شروع کردم و الان به شش ماهه‌ی اباعبدالله رسیدم.»
منابع و مراجع

1) قرآن کریم

2)حسن شفیعی و احمد لقمانی، آیت بصیرت(زندگانی حضرت آیت الله بهاء الدینی(ره)، قم: پارسیان، چ:1، 1381.

3) رضا مختاری، سیمای فرزانگان، قم: بوستان کتاب، 1385

4) ناصر الدین انصاری، دیدار با ابرار(ش33)، سازمان تبلیغات اسلامی، 1373ش.

5) محمد علی آبادی، الگوی زعامت، انتشارات لاهیجی.

6) محمد مهدی دشتی، ذوالفقار حیدر ، موسسه‌ی فرهنگی تحقیقاتی امیر المؤمنین، 1383ش.

7) رضا باقی زاده، برگی از دفتر آفتاب، انتشارات مشهور، 1378.

8) حسین حیدری کاشانی، سیری در آفاق، کتابخانه‌ی ملی ایران.
[1] - مائده/35

[2] - حسن شفیعی، آیت بصیرت، ص86

[3] - حسین حیدری کاشانی،سیری در آفاق، ص 233

[4] - نقل از سیمای فرزانگان، ص 142

[5] - نفل از سیمای فرزاندگان، ص 196

[6] - محمد علی آبادی، الگوی زعامت، ص 176

[7] - برگرفته از کتاب دیدار با ابرار، ، ص 33.

[8] - برگفته از کتاب برگی از آفتاب نوشته‌ی رضا باقی زاده

[9] - نقل از سیمای فرزانگان، ص88

[10] - برگرفته از کتاب: ذوالفقار حیدر نوشته‌ی محمد مهدی دشتی

نویسنده: زینب پاکاری

عید فطر و امام زمان (عج)


عید فطر یک نوع شکرانه به درگاه خداوند متعال، جهت نعمت ولایت و امامت است. عید فطر شکرگزاری پیوند با امام است و منتظران در این عید اعلام می کنند که تمام توفیقات من به خاطر وجود امام زمانم است. بزرگداشت عید فطر به این معنی است که زندگی من در سایه امام عصر(عج) معنی پیدا می کند؛ چراکه در ادعیه و اعمال ماه مبارک رمضان دائما از امام یاد می کنیم و نوعی طی طریق به سوی الی الله است

عارف وارسته حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزى در این مورد در کتاب ارزشمند المراقبات[1]مى‏نویسد: بر مؤمن راستین شایسته است امروزه غیبت آن حضرت و غصب حکومت آن حضرت توسط دشمنان، سختى حال شیعیان و رعایاى او را در دست کافران و فاجران بنگرد و ببیند که به آنان از قتل نفوس و هتک آبرو و غصب اموال و بدى حال و مقام خوارى و ابتذال چه مى‏رسد بایستى خوشحالى او به اندوه زیاد و خنده او به گریه و عید او به ماتم مبدّل گردد و به خواندن دعاى ندبه به سان زن بچه مرده‏اى بگرید و فرج او را از خدا بخواهد… بارى چون خواستى براى نماز عید بیرون روى که با امامى نمازگزارى یا خودت امام جماعت شوى بر توست که از مصیبتى که براى غیبت امام خودت بر تو وارد شده است غافل نباشى، زیرا نماز عید حق خاص اوست و آن از مقامات معروفه اوست. پس بنگر حال به چه منوال گشته است که نماز با امام به نماز تو و امثال تو مبدّل شده است و به زمان حضور آن حضرت و اجتماع مؤمنان به نماز او و نمازشان با او تفکر نماى و در پیش خویش میزان بگیر که چون براى مؤمن خطیب، امام او باشد و سخنش را بشنود و از علومش فرا گیرد حال او چگونه خواهد بود؟! و به آنچه از برکات و انوار زمان حضور آن بزرگوار و نشر عدالت و محوجور و ضلالت و عزت اسلام و حرمت قرآن و رواج ایمان و تکمیل عقول و تزکیه قلوب و تحسین اخلاق و رفع شقاق و دفع نفاق ونظر کن و با صداى بلند خود او را ندا ده و به زبان شوق خویش به ساحت مقدس عرضه بدار: اى زاده احمد!

آیا راهى به سوى تو هست که ملاقات شوى؟…

اگر تلف شدن من در رسیدن به تو باشد، در آن شتاب کن فداى تو شوم.

و به هرچه بخواهى در راه عشق خودت مرا آزمایش کن که آنچه را که رضاى تو در آن است انتخاب مى‏کنم.

قسم به جمال خودت که از او پوشیده‏اى و جلال خودت که او را سرگردان ساخته‏اى و در کوى تو عذاب را شربت گوارا مى داند.

دل من آب شد پس به او اجازه بده که تو را آرزو کند، در این قلب نیم رمقى براى امید و تمناى تو هست.

بنابراین درخواست برقرارى دولت کریمه حضرت مهدى ارواحنا له الفداء بهترین پاداش و عیدى است که مى‏توان در روز عید فطر از خداوند متعال آن را درخواست نمود.

سیدبن طاووس در ضمن اعمال روز عید از امام باقرعلیه السلام نقل مى‏کند: هنگامى که از منزل خارج شده و به سوى نماز عید مى‏روى دعاى اللّهم من تهیّأ را مى‏خوانى و هنگامى که به نام مبارک حضرت صاحب الزمان ارواحنا له الفداء رسیدى با آرزوى تحقق وعده الهى و استقرار حکومت عدل مهدوى ارواحنا له الفداء مى‏گویى: «اللّهم افتح لنا فتحاً یسیراً و انصره نصراً عزیزاً…اللّهم انّا نرغب الیک فى دولةٍ کریمةٍ تعزّ بها الاسلام و اهله و تذّلّ بها النّفاق و اهله…؛»[2]خداوندا براى ما فتح آسان عنایت فرما و آن حضرت را با نصرتى عزتبخش یارى نما، پروردگارا! ما خواهان ایجاد دولت کریمه‏اى هستیم که با آن به اسلام و مسلمانان عزت بخشیده و جبهه نفاق و اهلش را به خاک مذلّت بنشانى.
پی نوشت ها:

 [1]المراقبات، ص 343.

[2]اقبال الاعمال، ج 1، ص 476.

بیتوته

مهدوی مهدی جانان(عج)

رمضان و ضربت خوردن حضرت علی(ع) در مسجد كوفه

عبدالرحمن بن ملجم مرادی، از گروه خوارج و از آن سه نفری بود كه در مكه معظمه با هم پیمان بسته و هم سوگند شدند، كه سه شخصیت مؤثر در جامعه اسلامی، یعنی امام علی بن ابی طالب(ع)، معاویه بن ابی سفیان و عمرو بن عاص را در یك شب واحد ترور كرده و آن ها را به قتل رسانند.

هر كدام به سوی شهرهای محل مأموریت خویش رهسپار شدند و عبدالرحمن بن ملجم مرادی به سوی كوفه رفت و در بیستم شعبان سال 40 قمری وارد این شهر بزرگ شد. وی به همراهی شبیب بن بجره اشجعی، كه از همفكران وی بود و هر دوی آن ها از سوی “قطام بنت علقمه” تحریك و تحریث شده بودند، در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 40 قمری در مسجد اعظم كوفه كمین كرده و منتظر ورود امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) شدند. هم چنین قطام، شخصی به نام “وردان بن مجالد” را كه از افراد طایفه اش بود، به یاری آن دو نفر فرستاد.

حضرت علی(ع) در شب نوزدهم ماه مبارك رمضان، مهمان دخترش ام كلثوم(س) بود و در آن شب حالت عجیبی داشت و دخترش را به شگفتی درآورد. روایت شده كه آن حضرت در آن شب بیدار بود و بسیار از اتاق بیرون می رفت و به آسمان نظر می كرد و می فرمود: به خدا سوگند، دروغ نمی گویم و به من دروغ گفته نشده است. این است آن شبی كه به من وعده شهادت دادند. به هر روی، آن حضرت به هنگام نماز صبح وارد مسجد اعظم كوفه شد و خفته گان را برای ادای نماز بیدار كرد. از جمله، خود عبدالرحمن بن ملجم مرادی را كه به رو خوابیده بود، بیدار و خواندن نماز را به وی گوش زد كرد.

هنگامی كه حضرت علی(ع) وارد محراب مسجد شد و مشغول خواندن نماز گردید و سر از سجده اول برداشت، نخست شبیث بن بجره با شمشیر برّان بر وی هجوم آورد، ولیكن شمشیرش به طاق محراب اصابت كرد و پس از او، عبدالرحمن بن ملجم مرادی فریادی برداشت: “لله الحكم یا علی، لا لك و لا لأصحابك"! و شمشیر خویش را بر فرق نازنین حضرت علی(ع) فرود آورد و سر مباركش را تا به محل سجده گاهش شكافت.

حضرت علی(ع) در محراب مسجد، افتاد و در همان هنگام فرمود: بسم الله و بالله و علی ملّه رسول الله، فزت و ربّ الكعبه؛ سوگند به خدای كعبه، رستگار شدم.

نمازگزاران مسجد كوفه، برخی در پی شبیب و ابن ملجم رفته تا آن ها را بیابند و برخی در اطراف حضرت علی(ع) گرد آمده و به سر و صورت خود می زدند و برای آن حضرت گریه می نمودند. حضرت علی(ع)، در حالی كه خون از سر و صورت شریفش جاری بود، فرمود: هذا ما وعدنا الله و رسوله؛ این همان وعده ای است كه خداوند متعال و رسول گرامی اش به من داده اند. دو روز پس از ضربت خوردن حضرت علی (ع)، ایشان در 21 ماه رمضان به شهادت رسیدند.

بدین گونه پیشوایی شایسته، امامی عادل، خلیفه ای حق جو، حاكمی دلسوز و یتیم نواز، كامل ترین انسان برگزیده خدا و جانشین بر حق محمد مصطفی(ص)، به دست شقی ترین و تیره بخت ترین انسان روی زمین، یعنی ابن ملجم مرادی ملعون، از پای درآمد و به سوی ابدیت و لقاء الله و هم نشینی با پیامبران الهی و رسول خدا(ص) رهسپار گردید و امت را از وجود شریف خویش محروم نمود.

بیتوته

 
دانلود نرم افزارهای قبله نما