حدیث زیارت امام حسین(علیه السلام)

ارتباط عمقي و معرفتي عيد قربان و عيد غدير

عید قربان روز عبودیت و بندگی است و عید غدیر عید ولایت.تاكنون راجع به رابطه بین این دو عید بزرگ كه با فاصله كمی از یكدیگر قرار گرفته اند، اندیشیده اید؟آری؛‌ رابطه این دو عید بزرگ به این صورت است كه كسی به مقام ولایت می رسد كه ابتدا به مقام بندگی و عبودیت خداوند رسیده باشد.حضرت ابراهیم در عید قربان پس از گذشتن از امتحانی كه خداوند سر راه او قرار داده بود، به مقام بندگی خداوند رسید و حضرت علی (ع) در روز غدیر از طرف خداوند به مقام ولایت رسید.

حرفی بزن، صدا به صدایی نمیرسد

دیگر مجال چون و چرایی نمیرسد

چاقوی بی رگ از رگ قربانی اش مکید

بر آتش دریده ندایی نمیرسد

یوسف به حکم پیرهنش تبرئه نشد

کودک، قضاوتش، نه! به جایی نمیرسد

مولود معجزه به زمان شفاعتی

بر دار صلیب است و شفایی نمیرسد

ابری نشست بر تب و تاب ستاره ها

پای پیمبری، به حرایی نمیرسد

شبها به چاه، حنجره ای وا نمیشود

انگشتری به وقت گدایی نمیرسد

حرفی بزن، نگو، که قضایش بجا شود

فرصت کم است و ، وقت قضایی نمیرسد

جانم به لب رسد، لب جانانه بر لبم

با این طلوع ” گر که نیایی” نمیرسد

(سعید پروانه)

قربان از قرب به معناي نزديكي و تقرّب گرفته شده. اوّلين قرباني كه در تاريخ بشر كنوني پذيرفته شد، مربوط به حضرت هابيل(1) ـ عليه السلام ـ است. در ميان اقوام پيشين هم رسم بر اين بود كه براي تقرّب به معبود يا معبودان خود قرباني كنند. اين مسأله ادامه يافت تا هنگام نبوّت حضرت ابراهيم خليل ـ عليه السلام ـ در اين هنگام ايشان سه مرتبه در رؤياي صادقه ديدند كه خداوند ايشان را به ذبح فرزند امر مي فرمايند. آنگاه كه براي ايشان يقين حاصل شد كه رؤيا صادقه است، خود را براي اجراي فرمان الهي آمده كردند، ولي تيغ، گلوي فرزند ايشان حضرت اسماعيل ـ عليه السلام ـ را نبريد، و به امر الهي قوچي را به عنوان قرباني به جاي فرزندشان، ذبح كردند. اين قضيّه مبناي عيد قربان در اسلام هم قرار گرفت. بعد از ذكر تاريخچه اجمالي عيد قربان بايد مطالب ذيل را ذكر كنيم:

اوّلا: در روايات ما كلمه «قرباني» در مواردي ذكر شده مثل «الصلوة قربان كل تقيّ» نماز مايه تقرّب هر شخص پرهيزكار به خداوند است. پس با توجه به روايت شريفه «قربان»، «آنچه مايه تقرّب الي الله» است، صرفاً در ذبح حيوان خاصّ خلاصه نمي شود، بلكه مفهومي بسيار گسترده تر از آن دارد.

و بالاترين و عالي ترين مصداق «قربان»، جهاد با نفس و گشتن و از بين بردن رذائل نفساني و اخلاقي است كه در حديث شريف «موتوا قبل ان تموتوا» يعني بميريد پيش از آنكه شما را بميرانند، بدان اشاره شده دارد. معناي «موتوا» در حديث فوق اين است كه نفسانيّت خود را ذبح كنيد و از منيّت ها و هواهاي نفساني كاملا جدا شويد تا به جوار قرب الهي دست يابيد.

پيوند روز عيد قربان با عيد غدير كه عيد ولايت مطلقه كليّه الهيّه است، اين است كه در روز عيد قربان رذائل و هواهاي نفساني را در درون خود ذبح و قرباني كنيد تا با طهارت و پاكي روح، وارد، عيد ولايت مطلقه كليّه الهيّه حضرت امير ـ عليه السلام ـ شويد زيرا مسأله ولايت حضرت امير ـ عليه السلام ـ آن قدر پاك و طاهر است كه، هرگز نمي تواند با آلودگي هاي باطني، قدم در آن نهاد و خود را از مواليان واقعي حضرت امير ـ عليه السلام ـ دانست.

امّا خود عيد غدير با قطع نظر از عيد قربان،به منزله آخرين جزء از علّت تامّه نسبت به مبعث پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ است. بلكه غدير به منزله باطن يك چيز ظاهر و به منزله روح، نسبت به انسان است، زيرا تمامي خيرات و سعادات مشروط به ولايت امير المومنين علي ـ عليه السلام ـ و فرزندانش ـ عليهم السلام ـ است. در روايات كثيره از طريق شيعه و اهل سنت وارد شده كه نورهاي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ يكي بود تا اين كه در صلب عبدالله و عبدالمطلب از هم جدا گشته و خداوند، ولايت آنان را بر همه مردم واجب نموده است و اين ولايت در روز غدير آشكار شد،(2) به همين جهت در قرآن كريم آمده: «امروز «روز غدير» دينتان را برايتان كامل و نعمتم را بر شما تكميل و دين اسلام را براي شما انتخاب نمودم».(3)

البته نكته اساسي در پيوند عيد غدير و قربان آن است كه در قرآن مي خوانيم: زماني كه خداوند حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ را به امتحانات گوناگون آزمود و ايشان همه آنها را به اتمام رساند، خداوند به ايشان فرمود: تو را امام براي مردم قرار دادم و او گفت آيا از ذريه من هم كسي به امامت مي رسد، خداوند فرمود، عهد من «امامت و ولايت» به ستمگران نمي رسد.(4)

از آيه شريفه فوق استفاده مي شود كه حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ پس از تحمّل آزمايش هاي سخت كه از جمله مهم ترين آنها قرباني فرزند بود به مقام امامت رسيد، و اين امر نشان گر آن است كه نقطه مشترك روز عيد قربان و روز عيد غدير از لحاظ معرفتي و با نگاهي عميق، امر ولايت و امامت است.

اگر حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ ، فرزند خود را به قربانگاه آورد تا مايه تقرّبش به ذات اقدس الهي شود، حضرت امير ـ عليه السلام ـ هم تمام هستي اش را قرباني راه خدا نمود.

از ديگر اشتراكات عيد غدير و عيد قربان، مسأله فضيلت اين دو عيد اكبر الهي است: از امام رضا ـ عليه السلام ـ روايت شده است كه فرمودند: در روز قيامت، چهار روز با شتاب به خدا مي رسد، همان گونه كه عروس به حجله خود مي رسد. پرسيدند اين چهار روز كدام است؟ حضرت فرمودند: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدير كه روزي است كه ابراهيم خليل ـ عليه السلام ـ در آن از آتش رهايي ياف و به جهت سپاسگزاري، آن روز را روزه گرفت و نيز روزي است كه در آن روز پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ حضرت امير ـ عليه السلام ـ را به عنوان جانشين خود معرّفي و فضيلت هاي او را بيان نمود و خداوند بدين وسيله دين را كامل كرد و حضرت امير ـ عليه السلام ـ به خاطر شكرگزاري اين روز را روزه گرفته 

است.(5)
اين روز روز كمال، روز ناراحتي شيطان و روزي است كه اعمال شيعه و دوستداران آل پيامبر پذيرفته شده و خداوند عمل مخالفين آنها را باطل و نابود مي گرداند و اين همان است كه خداوند در آيه 23 سوره فرقان مي فرمايد: «آن اعمال اعمال مخالفين اهل بيت ـ عليهم السلام ـ را باطل و نابود نموديم».

وجه اشتراك ديگر غدير و قربان را بايد در خود نام غدير جستجو كنيم، غدير نام بركه اي است كه اين واقعه اعلام ولايت امير المومنين ـ عليه السلام ـ در نزديكي آن واقع شده است. از سوي ديگر حاجيان هم كه به مني قرباني مي فرستند. شهر مكّه كنار چاه زمزم قرار دارند كه آب پر بركتش به دعاي حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ نياز آبي همه زائران و ساكنان مكّه را تأمين مي كند. بركه و چاه هر دو محل تجمع آب هستند و آب، مظهر پاكي است و تفسير عرفاني آب، همان ولايت و امامت است، همان طور كه آب ظاهر را تطهير مي كند، طهارت باطني هم بدون ولايت ممكن نيست.

لذا باز از هر دو عيد قربان و عيد غدير، به پاكي ظاهري كه مظهرش آب است و پاكي و طهارت باطني كه مظهرش ولايت است و معناي باطني آب هم همان ولايت است دست مي يابيم.

از سوي ديگر عيد قربان در هشتم ذي الحجّه است و عيد غدير در هيجدهم ذي الحجّه لذا هر دو عيد قربان و غدير با حج گره خورده اند و اين وجه اشتراك ديگري از قربان و غدير است و شايد سرّ اين كه بين اين دو روز، هشت روز فاصله است اين باشد كه بعد از آن كه انسان موفق شد به توفيق الهي باطن خود را از اغيار پاك نمايد و هوا هاي نفس خود را قرباني كند، هشت روز تا ولايت فاصله دارد.

امّا استفاده از اين ارتباط عميق بين قربان و غدير در افزايش، سطح معارف انسان چنين است: ما از مطالب گذشته به اين مطلب رسيديم كه قربان و غدير، نقطه تلاقي شان امامت و ولايت است، آن هم ولايت مطلقه كليّه، يعني ولايتي كه بر همه مخلوقات از قبيل جمادات،گياهان، حيوانات، انسان و فرشتگان عرضه شد و در رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ و يازده جانشين آنهاست ـ عليهم السلام ـ تمام درجات و مناجات پيامبراكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ اولياء و اوصياء به همين ولايت برگشته و اين ولايت از فناي بنده در حق و بقاي بنده به وسيله حق سرچشمه مي گيرد.

پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در روايتي مي فرمايند: اوّلين چيزي كه خدا آفريد نور من بود در حالي كه «آدم» هنوز در مرحله، آب و گل بود كه به همان ولايت اشاره دارد يا روايت امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ كه من ولي بودم در حالي كه «آدم» هنوز در مرحله آب و گل به سر مي برد همان معناي ولايت را دارد. و از صاحب ولايت مطلقه با نام هايي مانند خليفه اعظم، قطب اقطاب، انسان كامل، عقل اوّل و روح اعظم در عرفان ياد شده است.(6) و همين مسأله امامت و ولايت ركن ركين اعتقادات شيعه است كه به واسطه آن، شيعه از غير شيعه در ميان مسلمين متمايز مي شود و در روايات كثيره، قبولي ساير اعمال يك فرد وابسته به پذيرش ولايت از سوي آن فرد شده و اين مسأله عمق مسأله ولايت را مي رساند.
پاورقی:
1. ر.ک: مائده : 27.

2. ملکي تبريزي، ميرزا جواد آقا، المراقبات، ص462 و 463.

3. مائده : 3.

4. بقره : 124.

5. همو، المراقبات، ترجمه محدث بندر ريگي، ابراهيم، انتشارات اخلاق، ص488، 1377ش.

6. همو،المراقبات، ص492.

منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

تبیان

همسران نمونه (سالروز ازدواج امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) 


سراسر زندگی مشترک امام علی علیه السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام ، سرشار از مشق های نیکوست. مقام معظم رهبری، در تحلیلی زیبا، از نقش حضرت زهرا در فعالیت های تأثیرگذار همسرش چنین یاد می کنند: «در طول ده سالی که پیامبر در مدینه بود، حدود نه سال، جنگ های کوچک و بزرگی ذکر کرده اند (حدود شصت جنگ اتفاق افتاده)، در اغلب آنها امیرالمؤمنین هم بوده است. حالا شما ببینید، او (حضرت زهرا علیهاالسلام )خانمی است که در خانه نشسته و شوهرش مرتب در جبهه است و اگر در جبهه نباشد، جبهه لنگ می ماند… از لحاظ زندگی هم وضع رو به راهی ندارند… در حالی که دخترِ رهبر است، دختر پیامبر است، یک نوع احساس مسئولیت هم می کند.ببینید انسان چه روحیه قوی ای باید داشته باشد تا بتواند این شوهر را تجهیز کند، دل او را از وسوسه اهل و عیال و گرفتاری های زندگی خالی کند، به او گرمی بدهد، بچه ها را به آن خوبی تربیت کند… فاطمه زهرا علیهاالسلام این گونه خانه داری، شوهرداری و کدبانویی کردند و این طور محور زندگی فامیل ماندگار در تاریخ قرار گرفتند».

تهیه و تنظیم: محمود رضا درخشانی

سربازی برای امام زمان (عج)

شناخت امام زمان(عج)در این رابطه باید گفت که ما در دوران غیبت وظیفه ای نداریم که حتما چهره امام را بشناسیم که به چه شکلی هستند و اینکه اگر امام را در کوچه و خیابان دیدیم، موظف باشیم که ایشان را بشناسیم و احترام بگذریم و وقتی گفته می شود امام زمانتان را بشناسید، منظور چنین شناختی نیست.

البته چنین شناختی در دوران حضور ائمه هم نبوده است. به طور مثال زمانی که امام صادق(ع) در مدینه بودند، شیعیان دیگر در مناطق مختلف حتی یک بار هم امام را ندیده بودند و چهره امام را نمی شناختند ولی می دانستند که امامشان در مدینه زندگی می کند، قیافه شان را نمی شناختند ولی امامشان را می شناختند.

منظور از شناخت این است که اول بدانیم امام زمانمان چه کسی است. اینکه فرزند امام حسن عسکری(ع) و از نوادگان پیامبر(ص) است، این همان شناخت شناسنامه ای است، اما آنکه بیشتر تاکید شده که باید معرفتمان را نسبت به اماممان بالا ببریم. منظور شناخت مقام امام است و وقتی می گوییم امام زمان امام است، یعنی میزان علم امام چقدر است، معنای عصمت چیست یا اینکه امام در جهان خلقت از چه رتبه ای برخوردارد هستند و چه احاطه ای بر موجودات دارند، توان اجرایی امام چقدر است که جواب همه این سوال ها در فرازهایی از زیارت جامعه کبیر آمده است.

کسی که در صدد شناخت امام است، می تواند با خواندن زیارت جامعه کبیره نسبت به امام معرفت کسب کند. همچنین در شناخت امام باید بدانیم در مقابل امام چه وظیفه ای داریم و امام چه حقی برگردن ما دارد.

سربازان امام چه کسانی هستند؟

در رابطه با سرباز امام می توانیم به دو برهه غیبت و ظهور اشاره کنیم. کسانی که در غیبت خدمت به حضرت می کنند و کسانی که بعد از ظهور در رکاب حضرت خواهند بود، ولی آنچه که بیشتر شنیده ایم، سربازانی هستند که در دوران ظهور در کنار ایشان هستند و طبق روایات دارای سه رتبه هستند.

رتبه اول کسانی هستند که هسته مرکزی یاران امام را تشیکل می دهند که 313 نفر هستند و فرماندهان لشکر امام محسوب می شوند و هر کدام پرچمدار یک سپاه هستند، دارای صفات بسیار بالا و کمالات هستند و در حد اعلای معرفت، خلوص، ایمان و شجاعت شناخته می شوند.

هسته دوم یاران امام، هسته 10 هزار نفری هستند که حلقه اتصال بین سپاه حضرت و هسته مرکزی باشند و از نظر معنوی دارای رتبه های بالایی هستند و در مقام سوم مردم عادی هستند و هر کس که به امام خدمت کند. به طوری که در روایات گفتند هر وفت سفیانی قیام کرد، هر کس به هر طریقی که توانست خود را به مکه برساند.

رتبه سوم یاران حضرت، همه مردمی هستند که دوستدار کمک یه امام هستند، باید گفت در دوران ظهور محدودیتی برای یار امام شدن وجود ندارد. ولی ترتیب دارد، کمالات بیشتر جز 313 و به ترتیب به افراد عادی می رسد.

در دوران غیبت به کسانی که نام حضرت را در جامعه زنده می کنند، زمینه سازی ظهور حضرت می کنند، به شبهاتی که در مورد حضرت است، پاسخ می دهند، فعالیت های فرهنگی دارند، به مردم معرفت می دهند و آماده شان می کنند، به اینها می گوییم سربازان امام زمان(ع)، همانطور که در زیارت نامه ها هم وارد شده که خدایا ما را از سربازان امام قرار بده. هم در ظهور و هم در غیبت.

شبستان

توسل در زندگی بزرگان 

1) آية الله بهاء الدینی(ره) و عشق به اهل بیت

عشق و علاقه‌ی فراوان به رسول خدا و شور و شوق بسیار به اهل بیت از اوان کودکی در وجود این فقیه فرزانه وجود داشته است. نقل خاطرات آن زمان از زبان ایشان در این زمینه شنیدنی است. ایشان می­فرمودند:

«در سن سه چهار سالگی بودم که به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها دختر گرامی موسی بن جعفر علیه السلام، علاقه داشتم، همراه پدرم به آنجا می­رفتم و سعی داشتم به زوّار آن حضرت خدمت کنم. در تاریکی شب به آب انبار سی چهل پلّه ای می­رفتم و برای زوّار حرم آب می­آوردم»[2]

ارادت بسیار این فقیه اهل بیت(س) موجب شده است که در ایّام جشن و شادی و یا سوگ و ماتم آل الله علیهم السلام، مجلس تشکیل داده تا از گلستان دانش و بینش و پهنه‌ی وسیع رحمت و لطف آن خاندان، شکوفه­های معرفت نصیب علاقه­مندان گردد.

ایشان در بیان مقام اهل بیت و اهمیّت مجالس ایشان می­فرمودند:

«مقام ایشان[اهل بیت] در دنیا قابل تصوّر نیست، جهان مثل اینها را ندارد. بدانید تمام این مجالس هم از برکات این ذوات مقدّس است. کلمات، آثار و این مجالس همه مال اینهاست. اگر پیامبر نبود، این مجالس هم نبود. اگر حیاتی در آفریش هست حیات پیغمبر خداست. همه به برکت حیات پیامبراست. بدانید که پیامبر خدا به گردن همه‌ی اجتماع، به گردن جن و انس و ملائکه تا روز قبامت دارای حق است»[3]

2) امام خمینی(قده)؛ توسّل و عشق به اهل بیت

ایشان در تمام مدّت اقامتشان در نجف اشرف، هر شب به حرم مطهّر امیر المؤمنین علیه السلام شرفیاب شده و به زیارت می­پرداختند و به جز در موارد استثنائی، هیچگاه این عمل از ایشان ترک نشد. در ایّام زیارتی نیز در کنار قبر شریف امام حسین علیه السلام حاضر می­شدند و در دهه‌ی عاشورا، هر روز زیارت عاشورای معروفه را با صد سلام آن می­خواندند. فرزند ایشان می­گوید:

«شبی در عراق کودتا شد. هر اتاقی را گشتم، ایشان را نیافتم. رفتم پشت بام دیدم امام رو به حرم حضرت امیر المؤمنین علیه السلام نموده و مشغول زیارت هستند»

یکی از بستگان امام می­گوید:

هر شب در یک ساعت خاص، ایشان به کنار قبر مولای متّقیان می­آمدند و زیارت جامعه می­خواندند، زیارتی که یک ساعت وقت می­خواهد، ولی انسان در این زیارت احساس می­کند که واقعاً در برابر امامان معصوم خویش، آنچه را که حق آنان است بازگو می­کند و در حقیقت یک دور درس امام شناسی است و شوخی نیست که امام 15 سال به این زیارت مقیّد بودند.

علاقه‌ی امام به اهل بیت علیهم السلام در حدّ وصف ناشدنی است. امام عاشق آنهاست، عاشقی که تا صدای یا حسین بلند می­شود، بی اختیار اشک می­ریزد. امام با اینکه در مقابل مصیبت­ها صابر است وحتّی در برابر مشکلاتی چون شهادت حاج آقا مصطفی، اشک نمی­ریزد، امّا به مجرّد اینکه روضه خوان بگوید: السلام علیک یا ابا عبدالله، قطرات اشک از دیدگانش فرو می­ریزد و این واقعاً علاقه‌ی کمی نیست و در همان موقعی که بسیاری از شبه روشنفکران قبل از انقلاب به عزاداری و سینه­زنی می­تاختند و اگر این فرهنگ رشد پیدا می­کرد، آثاری از شعائر اسلام باقی نمی­ماند، امام شدیداً به ترویج همان سنّت­های دیرینه عزاداری می­پرداخت و نیز می­بینیم که چگونه مردم را به برگزاری هرچه باشکوه­تر عزاداری­های اهل بیت سفارش می­کردند.

گاهی روضه خوانها می­آمدند و خدمت ایشان می­نشستند و اشعارسنّتی می­خواندند و ایشان گریه می­کرد و حتّی برای مراعات حال امام گاهی به خواندن کمی از مصیبت اکتفا می­کردند؛ چراکه گاهی گریه امام به حدّی می­رسید که ایشان را دچار ناراحتی می­کرد و این برای سلامتی ایشان خوب نبود.[4]

3) علّامه‌ی طباطبائی(قده) و عشق به اهل بیت علیهم السلام[5]

ولای اهل بیت علیهم السلام و عشق به ایشان از ویژگی­های برجسته‌ی روحی علامه‌ی طباطبائی به شمار می­رفت. ارادات ایشان به اهل بیت و به ویژه به ساحت مقدّس حضرت امیرالمؤمین علیه السلام تا سرحدّ دلدادگی و عشق بود. یکی از شاگردان علّامه در این خصوص می­گوید:

«هیچ به خاطر ندارم که اسم هر یک از ائمّه را بدون ادای احترام برده باشند. در مشهد که همه ساله مشرّف می­شدند و تابستان را در آنجا می­ماندند، وقتی وارد صحن رضوی می­شدند، بارها که در خدمتشان بودم، می­دیدم که دست­های مرتعش خود را روی آستانه‌ی درب حرم می­گذاشتند و با بدن لرزان از جان و دل آستانه‌ی در را می­بوسیدند. گاهی از محضر ایشان التماس دعایی درخواست می­شد که می­گفتند: «بروید از حضرت بگیرید ما اینجا کاره­ای نیستیم. همه چیز آنجاست.»

غالباً در مجالس روضه و مرثیه‌ی روزهای جمعه شرکت می­کردند و گاهی با تمام وجود، زار زار گریه می­کردند به طوریکه تمام بدنشان می­لرزید و از چشمهای درشت و جذّابشان، اشک سرازیر می­شد.

دلباختگی و شیفتگی و علاقه‌ی وی نسبت به خاندان پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم به حدّی بود که در مواردی که مصیبت و مرثیه و امثال آن برپا بود، کتاب و تألیف را یک سره به سویی می­نهاد.

4) آية الله بروجردی(قده) [6]

احترام مرجع فقید جهان تشیع حضرت آية الله بروجردی به ساحت مقدّس ائمّه‌ی معصومین علیهم السلام بسیارمثال زدنی و اعجاب انگیز بود.

حضرت آية الله شیخ علی صافی گلپایگانی در این زمینه می­فرمودند:

«یک وقت عدّه‌ی­ای از مردم برای دیدار ایشان آمده بودند، فردی در میان آنان گفت: برای سلامتی امام زمان و آية الله بروجردی صلوات. ایشان با عصبانیّت فرمودند: «این شخص را از اینجا بیرون کنید، چرا اسم مرا در کنار اسم زمان آورده است»

یکبار نیز شاه عربستان به ایران آمد و برای ایشان هدایایی را فرستاد. البته ایشان جز قرآن و مقداری پرده‌ی کعبه، مابقی را رد کردند و در ضمن درخواست ملاقات با ایشان را داشت ولی آية الله بروجردی پاسخ ردّ دادند. درباره‌ی علّت این امر فرمودند: این شخص اگر بیاید قم و به زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها نرود، توهین به آن حضرت خواهد بود و من آنرا به هیچ وجه تحمّل نمی­کنم.

5) آية الله گلپایگانی(قده) و شور حسینی[7]

مرجع فقید جهان تشیع حضرت آية الله گلپایگانی که ولادت خویش را مدیون توسّل به آستان اهل بیت می­دانست و از همان کودکی شاهد عشق و شور زاید الوصف پدرش نسبت به ساحت مقدّس امام حسین علیه السلام بود، از اوایل زندگی با محبّت اهل بیت خو گرفته و در سراسر وجودش، عشق به امامان موج می­زد. هرگز دیده نشده است که پیش روی ایشان، نامی از مصائب اهل بیت برده شود و اشک­ از چشمان او جاری نگردد. به مجرّد اینکه خطیب یا هر کس دیگر سخن از شداید زندگی ائمّه به زبان می­آورد، صورت ایشان در هاله­ای از غم و اندوه فرو رفته و با دستمال صورت خود را می­پوشاند. در تمام ایّام موالید مجلس جشن و روز­های سوگواری اهل بیت مجلس عزاداری از دیرباز و حتی پیش از مرجعیّت در بیت محترم ایشان برقرار بود و هزاران نفر از طبقات مختلف در آن شرکت می­نمودند و شاید مجلسی به عظمت و وسعت آن در جهان شیعه برگزار نمی­گردید.

حجة الأسلام و المسلمین آقای بشیری، یکی از خطبای قم نقل می­کند:

زمانی که ایشان در بیمارستان بستری بودند، روزی به من اطّلاع دادند که به بیمارستان آمده و چند لحظه­ای حدیث کساء خوانده و ذکر مصیبت بنمایم. منهم رفته و خواستم شروع نمایم که معظّم له فرمودند: کمی صبر کنید و آنگاه نشسته و عبا و قبا و عمّامه‌ی خود را طلبیدند و گفتند: مجالس امام حسین با مجالس دیگر تفاوت دارد و انسان باید با احترام و با لباس رسمی در آن مجلس بنشیند.

فرزند ایشان حاج آقا باقر گلپایگانی نقل می­کند:

در یکی از روزهای دهه‌ی محرّم که یکی از خطباء بر روی منبر، مشغول ذکر مصیبت بود، اشک چشمان آقا جاری شد. پس از اتمام منبر خواستم قطره­ای را که در ساعات مقرّر باید در چشمان ایشان می­چکاندم، بریزم. امّا ایشان مانع شده و فرمودند: « گرچه من قائل به طهارت مطلق داروها هستم، امّا نمی­خواهم اشک چشمانم با چیزی غیر اشک مخلوط شود»

6) برنامه­ای از توسّل آیت الله بهجت(حفظه­الله)[8]

یکی از برنامه­های روزانه‌ی مرجع عالی قدر جهان تشیّع حضرت آية الله بهجت(حفظه الله) تشرّف روزانه‌ی ایشان به حرم مطهّر حضرت معصومه سلام الله علیها می­باشد. سالهاست که ایشان پس از ادای نماز صبح و در ساعات اوّلیه‌ی صبح به حرم کریمه‌ی اهل بیت مشرّف شده و با احترام و خشوع و خضوع خاصّی در مقابل ضریح مطهّر می­ایستند و پس از خواندن زیارت عاشورا، در گوشه­ای از حرم نشسته و ساعتی را به انجام برنامه‌ی خاص معنوی خویش می­پردازند.

عنایت خاص ایشان نسبت به زیارت عاشورا بسیار درخور توجّه است تا جائی که در مورد این زیارت شریف می­فرمایند:

«بنده خیال می­کنم فضیلت بکاء بر سیّد الشهداء علیه السلام بالاتر از نماز شب باشد؛ زیرا نماز شب عمل قلبی نیست بلکه همانند یک عمل قلبی است و حزن و اندوه و بکاء، عمل قلبی است به حدّی که بکاء و اشک از علائم قبولی نماز وتر است»

7) آیت الله قدوسی و تداوم بر زیارت عاشورا[9]

عالم نستوه حضرت آیت الله قدوسی(ره) که در راه پیروزی انقلاب اسلامی مجاهدت­های فراوانی را نمود و در نهایت در این راه به شهادت رسید را می­توان نمونه‌ی روشنی از شیفتگان و دوستداران واقعی اهل بیت عصمت و طهارت به شمار آورد. حضرت آیت الله قدوسی در جریان انقلاب اسلامی در ترغیب مردم به حضور در صحنه و شکستن حکومت نظامی اعلام شده از سوی رژیم پهلوی سعی وافر داشتند وخود ایشان با وجود بیماری و کهولت سن پیشاپیش صفوف راهپیمایان حضور داشتند.و از پیروزی انقلاب با حکم امام راحل به سمت دادستانی کل کشور منصوب شدند.

از ویژگی­های بارز شخصیّتی این عالم بزرگوار، توسّل و ارادت خاص ایشان به ائمه‌ی اطهار و مداومت بر اقامه‌ی مجالس عزا سوگواری ایشان بود.

برگزاري مراسم دعاي ندبه در هر هفته ، برقراری مجالس عزا داري در ماه محرم و فاطميه در منزل ايشان كه قريب نيم قرن سابقه داشت و توسلات خاص به حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه از جمله برنامه­های هر ساله‌ی ایشان بود.

همچنین از جمله‌ی برنامه­های روزانه که ایشان هر روز بر آن مداومت داشتند خواندن زیارت جامعه و زیارت عاشورا با صد سلام بود.

یکی از دوستان ایشان می­گوید:

«به نظر می­رسد ایشان نسبت به خواندن زیارت عاشورا مواظبت داشت؛ چون موقعی که دادستان کل بود، من در خواب دیدم که بر اثر خواندن زیارت عاشورا، به ایشان علوم خاصّی داده شده است. وقتی به ایشان عرض کردم، متأثّر شد و گفت: مدّتی است توفیق پیدا نکرده­ام و این بر اثر کارشان در دادستانی بود و آن کارها را اولی می­دانست. از اینرو بود که فرمودندمدّتی است به خواندن زیارت عاشورا موفّق نشده­ام.»

8) استاد دشتی(ره) و توسّل به اهلبیت[10]

نام استاد محمد دشتی با نام نهج البلاغه گره خورده است و نام ایشان یادآور تلاش­های ارزشمند و بلند مدّت ایشان بر روی سخنان گهربار مولای متّقیان می­باشد. موفقیّت ایشان در زمینه‌ی تألیف و به ویژه جمع­آوری و تهیّه‌ی و تنظیم الفاظ نهج البلاغه به حدّی است که کتاب معجم المفهرس لالفاظ النهج البلاغه‌ی ایشان به یکی از کتب کاربردی در نزد محقّقین تبدیل گشت تا جائی که مقام معظّم رهبری پیرامون این کتاب، به ایشان عرض کرد که «معجم شما، همیشه در کنار قرآن و مفاتیح من است و از آن استفاده می‏کنم»

مرحوم محمد دشتی با وجود عمر کوتاه، ولی پربرکت خود، منشأ آثار و برکات بسیاری شد. از ایشان بیش از صد و ده جلد کتاب به یادگار مانده که تنها یک کتاب ایشان، بالغ بر پانزده جلد می‏باشد. در این جا به گوشه‏ای از آثار این محقق فرزانه اشاره می‏شود: آینده و آینده‏سازان، اسناد و مدارک نهج البلاغه در دو جلد، پیام‏های عاشورا، ترجمه نهج البلاغه، مذهب روشنفکری، فرهنگ سخنان حضرت امام حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام ، نهج الحياة، مجموعه الگوهای رفتاری امام علی علیه‏السلام در پانزده جلد و دیوان اشعار.

از جمله نکات مهم و مؤثر در زندگی استاد دشتی که می­توان آنرا از جمله رموز موفقّت ایشان برشمرد، توسّل و توکّل بسیار قوی به ائمّه‌ی اطهار است. ایشان توکّل را به عنوان کلید تمام مشکلات می­دانستند و از آن هرگز غافل نمی­شدند. ایشان دراین زمینه می­فرمودند:

«ائمّه‌ی اطهار واسطه‌ی فیض الهی هستند و نردبان ارتباط ما با خداوند متعال، با متوسّل شدن به این نورهای آسمانی، می­توان تمام مشکلات لاینحل را حل کرد.»

دربسیاری از موارد، با توسّل خاصی که بارها آنرا تجربه کرده بودند، مشکلات بسیار مهمّی را حل کردند. شیوه‌ی ایشان در اینگونه امور ، توسّل به یکی از ائمّه‌ی اطهار با هدیه کردن 14 هزار صلوات به ساحت مقدّس ایشان بود.

استاد در سالهای آخر عمر پربرکتشان می­فرمودند:

«دیگر مزاحم تمام ائمّه‌ی اطهار شده ­ام و حال به امامزاده­ها نیز با این شیوه توسّل را شروع کرده ­ام. از حضرت معصومه سلام الله علیها شروع کردم و الان به شش ماهه‌ی اباعبدالله رسیدم.»
منابع و مراجع

1) قرآن کریم

2)حسن شفیعی و احمد لقمانی، آیت بصیرت(زندگانی حضرت آیت الله بهاء الدینی(ره)، قم: پارسیان، چ:1، 1381.

3) رضا مختاری، سیمای فرزانگان، قم: بوستان کتاب، 1385

4) ناصر الدین انصاری، دیدار با ابرار(ش33)، سازمان تبلیغات اسلامی، 1373ش.

5) محمد علی آبادی، الگوی زعامت، انتشارات لاهیجی.

6) محمد مهدی دشتی، ذوالفقار حیدر ، موسسه‌ی فرهنگی تحقیقاتی امیر المؤمنین، 1383ش.

7) رضا باقی زاده، برگی از دفتر آفتاب، انتشارات مشهور، 1378.

8) حسین حیدری کاشانی، سیری در آفاق، کتابخانه‌ی ملی ایران.
[1] - مائده/35

[2] - حسن شفیعی، آیت بصیرت، ص86

[3] - حسین حیدری کاشانی،سیری در آفاق، ص 233

[4] - نقل از سیمای فرزانگان، ص 142

[5] - نفل از سیمای فرزاندگان، ص 196

[6] - محمد علی آبادی، الگوی زعامت، ص 176

[7] - برگرفته از کتاب دیدار با ابرار، ، ص 33.

[8] - برگفته از کتاب برگی از آفتاب نوشته‌ی رضا باقی زاده

[9] - نقل از سیمای فرزانگان، ص88

[10] - برگرفته از کتاب: ذوالفقار حیدر نوشته‌ی محمد مهدی دشتی

نویسنده: زینب پاکاری

 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ